محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
505
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىسازد ! اما آن كس كه از گناه و مخالفت با دين پروا ندارد ، از فرصتها براى نيرنگبازى ، استفاده مىكند . واژهشناسى الجنّة : اين كلمه در صورت رفع جيم به معناى سپر و در صورت فتح آن به معناى باغچه و در صورت كسر آن به معناى گروهى از جن است . الكيس : عقل . الحوّل : كارشناس در تغيير امور . القلّب : كارشناس در دگرگونى امور . ينتهز : مبادرت مىكند . الحريجة : پرهيز و اجتناب كردن . ساختار ادبى كيف المرجع : خبر مقدم و مبتداى مؤخر . علم : فعل است و به دليل وجود استفهام پس از آن عمل نمىكند . الغدر : مفعول براى « لاتّخذ » است . كيسا : مفعول دوم براى « لاتخذ » است . ما لهم : مبتدا و خبر . دونها مانع : خبر مقدّم و مبتداى مؤخر . رأي عين : نقش حال را براى ضمير مفعولى يا فاعلى « يدعها » ايفا مىكند و معنايش در دو صورت به ترتيب چنين مىشود : « با چشم ديده مىشود » يا « با چشم مىبيند » .