محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
504
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خطبه 41 وفا « أيّها النّاس إنّ الوفاء توأم الصّدق ، و لا أعلم جنّة أوقى منه ، و ما يغدر من علم كيف المرجع . و لقد أصبحنا في زمان قد اتّخذ أكثر أهله الغدر كيسا ، و نسبهم أهل الجهل فيه إلى حسن الحيلة . ما لهم ! قاتلهم اللّه ! قد يرى الحوّل القلّب وجه الحيلة ، و دونها مانع من أمر اللّه و نهيه ، فيدعها رأي عين بعد القدرة عليها و ينتهز فرصتها من لا حريجة له في الدّين . » ترجمه اى مردم ! وفا همراه راستى است كه سپرى محكمتر و نگهدارندهتر از آن سراغ ندارم . آن كس كه از بازگشت خود به قيامت آگاه باشد خيانت و نيرنگ ندارد . اما امروز در محيط و زمانهاى زندگى مىكنيم كه بيشتر مردم حيله و نيرنگ را ، زيركى مىپندارند و افراد جاهل ، آنان را اهل تدبير مىخوانند . چگونه فكر مىكنند ! خدا بكشد آنها را ! چه بسا شخصى تمام پيشآمدهاى آينده را مىداند و راههاى مكر و حيله را مىشناسد ؛ ولى امر و نهى پروردگار مانع اوست و با اين كه قدرت انجام آن را دارد ، آن را به روشنى رها