محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

496

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

جواب مثبت مىداد ، آنها مىگفتند : امامى را نمىخواهيم كه گاهى كافر مىشود و گاهى توبه مىكند يا اين كه مىگفتند : تو چيزى را از ما پنهان مىكنى و عقيده‌ات همان است كه بود . « 1 » خوارج ، امام عليه السّلام را كافر و خونش را حلال دانستند و به صراحت به ايشان گفتند : « بين ما و تو غير از شمشير چيز ديگرى نيست . » « 2 » از اين روى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله آنان را خارج از دين معرفى كرد . . . با اين همه امام عليه السّلام بر ايشان خشم نورزيدند و در آغاز با آنها نجنگيد و ياران خود را از جنگ با آن‌ها منع كرد و فرمود : « پس از مرگ من با خوارج نجنگيد ، زيرا كسى كه جوياى حق بوده ؛ ولى راه آن را گم كرد مانند كسى نيست كه جوياى باطل بود و به آن دست يافت . » « 3 » خوارج امام عليه السّلام را كافر شمرده و ريختن خونش را روا شمردند و با او جنگيدند و به او گفتند كه ميان ما و تو تنها شمشير كار ساز است و اما امام عليه السّلام درباره‌شان گفت كه آن‌ها در جستجوى حق بودند ! . . . آيا واقعا تاريخ كسى را مىشناسد كه به اين اندازه با دشمن خود انصاف كند و مانند على عليه السّلام به اين اندازه بر دشمن خود بردبار باشد ؟ اين جاست كه دليل وابستگى دلها به امام على عليه السّلام دانسته مىشود . امام عليه السّلام همچنين فرمود : « خوارج را از پرداخت حقوق ماهانه خود محروم نمىسازيم و آنان را نمىشورانيم و قصد سوئى نسبت به آنها

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 4 / 57 ؛ الاخبار الطوال : 206 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 164 ؛ الفتوح ، ابن اعثم : 4 / 106 ؛ شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابى الحديد : 2 / 216 . ( 2 ) . تاريخ طبرى : 4 / 57 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 164 ؛ الاخبار الطوال : 208 . ( 3 ) . نهج‌البلاغه : قصار 61 .