محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

490

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

را برانگيزد . پس از آن ، نعمان از سوى معاويه و نيز يزيد به امارت كوفه رسيد . . . همچنين معاويه او را به همراه اسلحه و سربازان براى غارت « عين التمر » به عراق فرستاد . چون خبر اين ماجرا به امام عليه السّلام رسيد ، مردم را به جهاد فرا خواند كه آنان كاهلى كردند . امام على عليه السّلام فرمود : ( منيت به من لا يطيع إذا أمرت و لا يجيب إذا دعوت ) اين سخن امام عليه السّلام مانند بسيارى ديگر از گفته‌هايش آكنده از احساس ناراحتى و رنج است ؛ چرا كه او بيش از توجه به خود و خانواده‌اش به امور رعيت و انسانيت اهتمام داشت . همه رنجهايى را كه امام عليه السّلام از سربازان و يارانش متحمل شد ، مىتوان در اين سخن حضرت عليه السّلام خلاصه كرد : « مىخواهم با شما بيمارى را درمان كنم ؛ در حالى كه شما خود بيمارى من هستيد ؛ همانند كسى كه مىخواهد خارى را با كمك خارى ديگر بيرون آورد . » « 1 » ( ما تنتظرون بنصركم ربّكم ) كسى كه از يارى حق رويگردان شود ، خواسته يا ناخواسته ، باطل را يارى كرده است . ( أما دين يجمعكم و لا حميّة تحمشكم ) دين و حميت از نظر عموم مردم ، سخنى تهى و بيهوده است . تنها مصلحت و منفعت شخصى معتبر است و فقط خدامداران هستند كه خشم و خشنودىشان براى خدا است و تعداد اين افراد اندك است . ( أقوم فيكم مستصرخا و اناديكم متغوّثا فلا تسمعون لي قولا و لا تطيعون لي أمرا ) فرمان امام ، فرمان خدا و حقيقت است . اگر شيطان فرمان داده بود ، به جان مىخريدند و اطاعت مىكردند . در قرآن نيز در اين باره آمده است : « و در حقيقت تو

--> ( 1 ) . « اريد أن اداوي بكم و أنتم دائي كناقش الشّوكة » نهج‌البلاغه : خطبه 121 .