محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

489

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

المتذائب : آشفته . ساختار ادبى ما تنتظرون : « ما » از نوع استفهام انكارى و مبتدا و محلا مرفوع است . أمّا : براى عرض و تحضيض ( برانگيختن ) است و برخى آن را تركيبى از همزه استفهام و « ما » ى نفى دانسته‌اند . مستصرخا ، متغوّثا : هر دو حال هستند . تكشّف : فعل مضارع و در اصل « تتكشّف » بوده است . شرح و تفسير صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از مهاجر و انصار همگى با امام عليه السّلام و عليه معاويه بودند و تنها اندكى از ايشان مانند نعمان بن بشير انصارى « 1 » در كنار معاويه بود . او مردى فرصت‌طلب و مزدور بود كه وجدان و دين خود را به شيطان فروخت . وى از نزديكان عثمان بود و چون عثمان كشته شد ، پيراهنش و انگشتان همسرش ، نائله را با خود به شام برد و آنها را به معاويه فروخت . معاويه ، پيراهن را آويخت و انگشتان را بر آن قرار داد تا به اين وسيله مردم

--> ( 1 ) . نعمان بن بشير خزرجى هشت سال و هفت ماه و يا شش سال پيش از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به دنيا آمد . در ابتدا هواخواه عثمان بود و سپس به طرفدارى از معاويه و سپس از آن يزيد برخاست . نعمان همان شخصى بود كه پيراهن عثمان به همراه انگشتان نائله را براى معاويه از مدينه به شام برد و معاويه از آن براى تحريك مردم استفاده كرد . در زمان معاوية بن يزيد به بيعت با عبد اللّه بن زبير فرا خواند و به همين دليل طرفداران بنى اميه او را در سال 64 هجرى كشتند . براى اطلاع از زندگىنامه او نك : اسد الغابه : 5 / 22 ؛ الاصابه : 3 / 529 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 77 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 319 .