محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
476
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
سرنوشت اين امر چه خواهد شد ، و هيچ چيز بر بالاى سرم نگذاشت ، جز آن كه آن را در گوشم خواند و مرا از آن آگاه ساخت . » « 1 » در كتاب الصواعق المحرقه آمده است : « هيچ آيهاى در قرآن نيست كه على عليه السّلام امير و شريف آن نباشد . » « 2 » خداوند ، ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را در موقعيتهاى مختلف نكوهش كرد و از على عليه السّلام جز به نيكى ياد نكرد . ابن عساكر مىگويد : « درباره هيچكسى به اندازه على عليه السّلام آيه نازل نشده است ؛ چه آن كه سيصد آيه درباره او در قرآن يافت مىشود . » « 3 » ( و نطقت حين تعتعوا ) امام عليه السّلام احكام معضلات و مشكلات را بيان مىكرد ؛ در حالى كه ديگران از روى جهل و ناتوانى سكوت اختيار كرده بودند . حوادث فراوانى بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله رخ داد كه حكم آنها در قرآن و سنت بيان نشده بود . اين امر كاملا طبيعى است كه گزارههاى قرآن و سنت ، محدود هستند ؛ ولى حوادث و رخدادها پايانى ندارند . دانشمند متخصص در امر قرآن و سنت و آگاه از شريعت اسلام مىتواند حكم رخدادهاى جديد را از اصول عمومى كتاب و سنت استخراج كند . . . خلفا و ديگر صحابه در برخورد با هر مشكل و معضلى كه از حلش ناتوان بودند ، به امام عليه السّلام پناه مىبردند . عمر بن خطاب خود به اين فضيلت امام عليه السّلام اذعان مىكند : « خدايا !
--> ( 1 ) . « و الّذي بعثه بالحقّ و اصطفاه على الخلق ما أنطق إلّا صادقا و قد عهد إليّ بذلك كلّه و بمهلك من يهلك و منجى من ينجو و مآل هذا الأمر و ما أبقى شيئا يمرّ على رأسي إلّا أفرغه في اذنيّ و أفضى به إليّ » نهجالبلاغه : خطبه 175 . ( 2 ) . الصواعق المحرقه : 125 و همچنين نك : كفاية الطالب : 140 ؛ مسند زيد بن على : 459 ؛ كنز العمال : 13 / 108 ؛ تفسير العياشى : 2 / 352 ؛ كشف الغطاء : 9 . ( 3 ) . تاريخ ابن عساكر : 42 / 364 ؛ همچنين نك : شواهد التنزيل : 1 / 55 ، ح 56 ؛ ينابيع الموده : 2 / 176 .