محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
461
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پس از حمد و ستايش خدا ؛ بدانيد كه نافرمانى از دستور نصيحت كننده مهربان دانا و باتجربه ، مايه حسرت و سرگردانى و سرانجامش پشيمانى است . من رأى و فرمان خود را نسبت به حكميّت به شما گفتم و نظر خالص خود را در اختيار شما گذاردم . اى كاش كه از قصير پسر سعد اطاعت مىشد ! ( اين سخن ، مثلى كنايى است كه شرحش در سطرهاى پايين خواهد آمد ) ولى شما همانند مخالفانى ستمكار ، و پيمانشكنانى نافرمان ، از پذيرش آن سرباز زديد ، تا آنجا كه نصيحت كننده در پند دادن به ترديد افتاد ، و از پند دادن خوددارى كرد . داستان من و شما چنان است كه برادر هوازنى « 1 » سروده است : « در سرزمين منعرج ، دستور لازم را دادم اما نپذيرفتند ، كه فردا سزاى سركشى خود را چشيدند . » واژهشناسى الخطب : به معناى امر و شأن است و بر امور كوچك و بزرگ اطلاق مىشود . الفادح : سنگين . الحدث : واقعه ناگوار . نخل الشىء : پالايش كردن و در اين جا منظور آن است كه امام عليه السّلام نظر خالص و خيرخواهانه خويش را به آنان بيان كرد .
--> ( 1 ) . منظور امام عليه السّلام ، دريد بن صمة است كه پيرمردى كهنسال و خبره در جنگ بود . مالك بن عوف با نظر وى در جنگ حنين مخالفت كرد و شكست خورد ؛ پس دريد شعر بالا را سرود . نك : المجموع : 19 / 295 ؛ المبسوط ، سرخسى : 10 / 29 ؛ مناقب آل ابى طالب عليهم السّلام : 2 / 370 ؛ المعيار و الموازنه : 96 ؛ الفصول فى الاصول ، جصاص : 2 / 81 .