محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

462

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ضنّ : بخل ورزيد . الزّند : چوب آتش‌زنه . ساختار ادبى معه إله : خبر مقدم براى « ليس » و « إله » اسم آن است . غيره : صفت براى « إله » است . الحكومة : عطف بيان براى « هذه » است . كما قال : خبر « كنت » است . شرح و تفسير ( أما بعد فإنّ معصية الناصح الشّفيع العالم المجّرب تورث الحسرة و تعقب الندامة ) امام عليه السّلام همه راهها را تجربه كرده است و براى همه خيرخواهى كرده است و انجام اين كار را بر خود لازم مىشمرد . بنابراين نافرمانى معصيت‌كاران تنها به دين و دنياى خودشان لطمه مىزند و سرانجام پشيمان گشته و پشيمانى ديگر سودى نخواهد داشت . . . بند پيش ، مقدمه‌اى براى اين بند است : ( لقد كنت أمرتكم في هذه الحكومة أمري و نخلت لكم مخزون رأيي ) منظور از حكومت ماجراى حكميت ابو موسى اشعرى و عمرو عاص در پايان جنگ صفين است . نظر امام عليه السّلام بر آن بود كه جنگ تا پايان ادامه يابد و به درخواست نيرنگ‌آميز معاويه اعتنايى نشود . . . اگر ياران امام عليه السّلام از دستور او فرمان برده بودند ، به راه راست و درست گراييده و از فتنه‌ها و مشكلات پيش‌آمده پرهيز كرده بودند . ( لو كان يطاع لقصير أمر ) اين مثل در جايى آورده مىشود كه از نظر درست و حكمت‌آميزى نافرمانى شود و داستان آن چنين است كه يكى از پادشاهان