محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
447
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( فلأنقبنّ الباطل حتّى يخرج الحقّ من جنبه ) تنها حق ، على عليه السّلام را فرمان مىدهد و ممكن نيست وى خود را فريب دهد و يا اجازه چنين كارى را به ديگرى دهد . او در هر راهى براى يارى حق پاى مىگذارد و اگر اهل باطل بر حق پرده افكنند و آن را بپوشانند ، آن حضرت عليه السّلام پرده را مىدرد و حق را آشكار مىسازد و آن را همچون روز روشن فراروى مردم قرار مىدهد . ( مالي و لقريش ) پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دوازده سال پس از بعثت در مكه بود و سختىهاى فراوان از قريش به جان خريد . او را در شعب ابو طالب عليه السّلام محاصره كردند و دو سال توشه از او دريغ داشتند ؛ به دروغگويى و جادوگرى و ديوانگى متهمش ساختند ؛ بر او سنگ پرتاب كردند ؛ خار در راهش افكندند و زباله بر بدنش ريختند و . . . ؛ زمانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به مدينه هجرت كرد ، لشكر و سپاه براى جنگ با وى گسيل داشتند و امام عليه السّلام در تمام اين دشواريها و آزارهاى قريش در كنار و شريك پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بود و پس از آن حضرت نيز ، آزارهاى فراوان ديگرى از قريش ديد . حقش را در خلافت غصب كردند ؛ فدك را از همسرش ربودند ؛ به خانهاش يورش بردند و در جمع شورا او را در كنار پنج تن قرار دادند كه همرديف و همتايش نبودند . . . : « پناه به خدا از شورا ! چه آن زمان كه شك و ترديد درباره من موجب شد تا با اولين آنها همتا شوم و چه اكنون كه در ميان اينها قرار گرفتم . » « 1 » پس از آن كه مهاجر و انصار با او بيعت كردند ، گروهى از ايشان بيعت شكستند و گروهى نافرمانى كردند و گروه سوم ، راه ستم در پيش گرفتند . « 2 »
--> ( 1 ) . مصادر آن در پانوشتهاى خطبه شقشقيه گذشت . ( 2 ) . مصادر آن در پانوشتهاى خطبه شقشقيه گذشت .