محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
448
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
از بين سه گروهى كه با امام عليه السّلام جنگيدند ، ناكثان و قاسطان هر دو از قريش بودند . ( و اللّه لقد قاتلتهم كافرين و لاقاتلنّهم مفتونين ) اكنون در حالى با آنان مىجنگم كه از حق رويگردان شدهاند . ( و إنّي لصاحبهم بالأمس ) در احد و احزاب رو در رويشان بودم . ( كما أنا صاحبهم اليوم ) شايد گفته شود كه اين عبارت فقط درباره معاويه و عمرو عاص است كه با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله جنگيدند و على عليه السّلام در دفاع از اسلام و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با آنان جنگيد . بنابراين شامل طلحه و زبير نمىشود كه از ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و نه دشمنانش بودند . اما اين سخن درست نيست ؛ زيرا منظور امام عليه السّلام آن است كه وى همچون زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله حق و اهل آن را يارى مىكند و به جنگ باطل و پيروانش همت مىگمارد ؛ چه از مشركان باشند يا از مارقان يا قاسطان و يا ناكثان . ( و اللّه ما تنقم منّا قريش إلا أنّ اللّه اختارنا عليهم ) حكمت خداوند چنين اقتضا كرد كه پيامبرى در بين فرزندان عبد المطلب باشد و او « آگاهتر است كه كجا رسالت خويش را برگزيند . » « 1 » ( فأدخلناهم في حيّزنا ) پيوند خويشاوندى را با آنان رعايت كرديم ولى آنان قطع رحم كردند . در خطبه ديگرى آمده است : « از قريش و يارانشان به تو پناه مىبرم . آنان پيوند مرا گسستند و جايگاه بلندم را كوچك شمردند و در گرفتن حق من همدست شدند . » « 2 » راز اين ماجرا در اين آيه شريفه بيان شده است : « بر مردمان نسبت به نعمت خداوند به ايشان ، حسد مىورزند . » « 3 »
--> ( 1 ) . أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ انعام / 6 : 124 . ( 2 ) . « اللّهمّ إنّي أستعديك على قريش و من أعانهم فإنّهم قطعوا رحمي و صغّروا عظيم منزلتي و أجمعوا على منازعتي أمرا هو لي ثمّ قالوا ألا إنّ في الحقّ أن تأخذه و في الحقّ أن تتركه » نهجالبلاغه : خطبه 172 . ( 3 ) . أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ نساء / 4 : 54 .