محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
42
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
« اگر اين اموال از خودم بود به گونهاى مساوى در ميان مردم تقسيم مىكردم ، تا چه رسد كه جزو اموال خداست . » « 1 » ه ) اجتماع تودهها همانگونه كه نقاط مثبتى دارد ، از عيب و نقص نيز تهى نيست . امام عليه السّلام در مورد آشوبگرى اراذل و تودههاى پست مردم مىگويد : « مردم سه دستهاند : دانشمند الهى ، و آموزندهاى بر راه رستگارى ، و پشههاى دست خوش باد و طوفان و هميشه سرگردان كه به دنبال هر سر و صدايى مىروند و با وزش هر بادى ، حركت مىكنند ؛ نه از روشنايى دانش نور گرفتند ، و نه به پناهگاه استوارى پناه گرفتند . » « 2 » همچنين آشوبطلبان را چنين توصيف مىكند : « آنان چون گرد هم آيند پيروز شوند ، و چون پراكنده شوند شناخته نگردند . ( و گفته شد كه امام عليه السّلام فرمود : ) آنان چون گرد هم آيند زيان رسانند ، و چون پراكنده شوند سود دهند . » از امام عليه السّلام پرسيدند : دانستيم كه چون اوباش گرد هم آيند ، زيان رسانند . اما چه سودى در پراكندگى آنان است ؟ فرمود : « صاحبان كسب و كار و پيشهوران به كارهاى خود باز مىگردند ، و مردم از تلاش آنان سود برند . بنا به ساختن ساختمان ، و بافنده به كارگاه بافندگى ، و نانوا به نانوايى روى مىآورد . » « 3 » و نفع عمومى با بازگشت هركس به كار و مهنت خويش ، حاصل مىشود . امام عليه السّلام دست بر
--> ( 1 ) . « و لو كان المال لي لسوّيت بينهم ، فكيف و إنّما المال مال اللّه » نهجالبلاغه : خطبه 126 . ( 2 ) . « النّاس ثلاثة : فعالم ربّانيّ و متعلّم على سبيل نجاة و همج رعاع أتباع كلّ ناعق ، يميلون مع كلّ ريح ، لم يستضيئوا بنور العلم و لم يلجئوا إلى ركن وثيق » نهجالبلاغه : نامه 147 . ( 3 ) . « هم الّذين إذا اجتمعوا غلبوا و إذا تفرّقوا لم يعرفوا . و قيل بل قال : هم الّذين إذا اجتمعوا ضرّوا و إذا تفرّقوا نفعوا . فقيل قد عرفنا مضرّة اجتماعهم فما منفعة افتراقهم ، فقال : يرجع أصحاب المهن إلى مهنهم ، فينتفع النّاس بهم ، كرجوع البنّاء إلى بنائه و النّسّاج إلى منسجه و الخبّاز إلى مخبزه » نهجالبلاغه : قصار 198 .