محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
43
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
روى يكى از آفات اجتماعى مىگذارد و طبيعت تودهها را دمدمى و بىثبات مىخواند . شكسپير تصوير گويايى از اين ويژگى تودهها در نمايشنامه « ژوليوس سزار » ارايه داده است . همچنين به درستى پيروزى را در اجتماع تودهها و پراكندگى آنان را موجب تباهى مىشمرد ؛ هرچند كه گاه اجتماع آنان ضررهايى را به جاى مىگذارد و جدايى آنها و اشتغال هر يك به عمل خويش ، منفعتآور است . شايد اين ديدگاه امام عليه السّلام نسبت به تودهها با برخى از آراى پيشين او متناقض به نظر رسد ؛ ليكن اشاره به معايب جمهور ، نافى اهتمام به سخن آنان نيست . و ) امورى بر امام و رهبر جامعه واجب است كه امام على عليه السّلام درباره آنها مىگويد : « كسى كه خود را رهبر مردم قرار داد ، بايد پيش از آن كه به تعليم ديگران پردازد ، خود را بسازد ، و پيش از آن كه به گفتار تربيت كند ، با كردار تعليم دهد ؛ زيرا آن كس كه خود را تعليم دهد و ادب كند ، سزاوارتر به تعظيم است از آن كه ديگرى را تعليم دهد و ادب بياموزد . » « 1 » همچنين پيوسته به نكوهش عالمانى مىپردازد كه به علم خود پايبند نيستند و در مورد رابطه و حقوق ميان رعيت و حاكم بيان مىكند : « اى مردم ! مرا بر شما و شما را بر من حقى واجب شده است . حق شما بر من ، آن كه از خيرخواهى شما دريغ نورزم و بيت المال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم ، و شما را آموزش دهم تا بىسواد و نادان نباشيد ، و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگى را بدانيد . و اما حق من بر شما اين است كه به بيعت با من وفادار باشيد ، و در آشكار و
--> ( 1 ) . « من نصب نفسه للنّاس إماما فعليه أن يبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره و ليكن تأديبه بسيرته قبل تأديبه بلسانه ، و معلّم نفسه و مؤدّبها أحقّ بالإجلال من معلّم النّاس و مؤدّبهم » نهجالبلاغه : قصار 71 .