محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
406
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كار زشتى انجام دهد ، كيفرش را مىبيند و هيچكس نمىتواند او را در برابر خداوند يارى رساند . » « 1 » ( و ضرّه أجله ) او همانند بدهكارى است كه موعد طلب فرا رسيده و اكنون چيزى براى پرداخت در دست ندارد . ( ألا فاعملوا في الرّغبة كما تعلمون في الرّهبة ) بسيارى از مردم از آفريدگار روى گردانيده و نيكيهاى او را به فراموشى مىسپارند و تنها هنگام سختى و بلا به يادش مىافتند ؛ همانند كسى كه هنگام گرفتارى در دريا ، ايمان آورده ، فروتن مىشود و چون به خشكى رسد ، دوباره روى گردانده و كافر مىشود . مؤمن واقعى در هر دو حال ، فرمانبردار است : هم در آسودگى و هم در دشوارى . زيرا او به خداوند ايمان و يقين دارد و باور دارد كه بايد در هر حال و بدون قيد و شرطى از او پيروى كند . ترس از خداوند در پنهانىها سزاوارتر و ضرورىتر است ؛ چه آن كه ممكن است ، آزمايشى از سوى خداوند و استدراجى براى انسان باشد : « آيا گمان مىكنند كه آن چه ما از ثروت و فرزندان به آنان مىبخشيم ، آنان را در خيرات فزونى مىبخشيم ؛ آنان درك نمىكنند . » « 2 » ( ألا و إنّى لم أر كالجنّة نام طالبها و لا كالنار نام هاربها ) كسى كه احساس ايمنى مىكند ، آسوده به بستر رفته و آرام و مطمئن به خواب مىرود و گويا از همه حوادث دنيا دور است و هيچ نگرانى ندارد ؛ اما كسى كه ترس و هراسى به دل دارد ، در هيچ جا قرار نمىگيرد و آسايش و راحتى به خود نمىبيند و حتى در خواب و خوراك خود ترس و نگرانى به دل دارد . جويندگان امور
--> ( 1 ) . مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً نساء / 4 : 123 . ( 2 ) . أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ * نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ مؤمنون / 23 : 55 - 56 .