محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
407
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
گرانبها ، همه همّ و غم ، و انديشه و حواس خود را براى رسيدن به آن متمركز مىكنند و از هر چيز ديگرى رويگردان هستند . بديهى است كه هيچ خوشى به اندازه بهشت گرانبها نيست و هيچ عذابى همانند جهنم دردناك و ذلتبار نيست . بنابراين چگونه كسى كه مىپندارد از آتش جهنم مىترسد و خواهان بهشت است ، در خواب عميق فرو مىرود ؟ ! ( ألا و إنّه من لا ينفعه الحقّ يضرّه الباطل ) گاه گفته مىشود كه حق در زندگى سودى ندارد و زيانى را از انسان نمىزدايد . امام عليه السّلام در پاسخ به اين گفته مىفرمايد كه اگر حق براى كسى سودمند نباشد ، بدون ترديد باطل او به گرفتارىهاى بزرگ مىكشاند . روشن است امام عليه السّلام در اين پاسخ خود ، راه مماشات را در پيش گرفته است و گرنه بدون ترديد از حق در هر حال بايد پيروى شود و باطل در هر حال بايد ترك شود . در حديثى از امام على عليه السّلام آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىفرمود : « بهشت ، پوشيده از سختيها و جهنم ، پوشيده از شهوات است . » « 1 » و نيز امام عليه السّلام مىفرمايد : « حق سنگين و تلخ است و باطل سبك و گوارا است . » « 2 » ( و من لا يستقيم به الهدى ، يجرّ به الضّلال إلى الرّدى ) تنها دو راه در پيش است و راه سومى در كار نيست : هدايت و گمراهى . هر كه راه اول را برگزيند ، رستگار گشته و هر كه از آن منحرفت شود ، به جهنم درآيد . خداوند مىفرمايد : « هركس پس از آشكار شدن راه هدايت ، با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ستيز كند و
--> ( 1 ) . بخشى از خطبه 176 نهجالبلاغه . ( 2 ) . « إنّ الحقّ ثقيل مريء و إنّ الباطل خفيف و بيء » نهجالبلاغه : قصار 375 .