محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

399

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

پندار آنان از جنگ اطلاعى نداشت ؛ زيرا از آن بيزار بود و تنها براى دفاع از حق و عدالت و حفظ امنيت به آن روى مىآورد و از آن ، وسيله‌اى براى شهرت‌طلبى و سلطه‌جويى و منفعت‌طلبى نساخته بود . ( لقد نهضت فيها و ما بلغت العشرين و ها أنا ذا قد ذرّفت على الستّين ) دانش جز انباشت تجارب و تمرين آنها نيست . على عليه السّلام از كودكى تا كهنسالى در جنگهاى بسيارى شركت كرده بود و از هركس ديگرى نسبت به اصول آن آگاه‌تر بود . ( و لكن لا علم له بالحرب ) معاويه براى فرار از جنگ ، مصحفها را بر نيزه برافراشت . امام عليه السّلام به يارانش فرمود كه باور نكنيد و اين فريب است . اما آنان از ادامه جنگ امتناع ورزيدند و ابو موسى اشعرى « 1 » را براى حكميت برگزيدند . امام عليه السّلام ابتدا او را نپذيرفت و ابن عباس را پيشنهاد كرد ؛ اما آنان اصرار كرده و جز اشعرى كس ديگرى را نپذيرفتند . « 2 »

--> ( 1 ) . نام كامل او ، عبد اللّه بن قيس بن سليم بن حضار بن حرب بن عامر بن بكر بن عامر بن وائل بن ناجية بن الجماهر بن الاشعر است . وى به مكه آمد و با سعيد بن العاص بن اميه پيمان بست و در همان جا اسلام آورد . عمر او را به امارت بصره گماشت و سپس عثمان امارت كوفه را به او داد تا اين كه در زمان امام على عليه السّلام از اين منصب بر كنار شد . اهل عراق او را به عنوان حكم در جنگ صفين تعيين كردند . در زمان مرگ او اختلاف شده است ( 42 يا 44 يا 50 يا 52 هجرى ) . براى اطلاع بيشتر از زندگىنامه او نك : الاستيعاب : 4 / 172 ؛ الجمهره ، ابن حزم : 397 ؛ وقعة صفين : 499 . ( 2 ) . امام عليه السّلام به آنان گفت : در آغاز از من سرپيچى كرديد ؛ پس اكنون با من مخالفت نكنيد . ابو موسى نمىتواند از پس عمرو برآيد . اما اشعث و زيد بن حصين طائى و مسعر بن فدكى گفتند : به هيچ كس جز او راضى نمىشويم . او ما را هشدار داد ولى ما حرفش را نشنيديم . نك : وقعة صفين : 499 ؛ الاصابه ، ابن حجر : 2887 ؛ الفتوح ، ابن اعثم : 2 / 193 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 28 و 4 / 36 . امام عليه السّلام دوباره مخالف كرد و ابن عباس را پيشنهاد داد و گفت : ابو موسى با من بد است و به من خيانت كرد و مردم را از من نااميد ساخت . نك : تاريخ طبرى : 4 / 36 ؛ ينابيع الموده : 2 / 16 و به