محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

390

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( أما بعد فإنّ الجهاد باب من أبواب الجنّة فتحه اللّه لخاصّة أوليائه ) حاكمان پيش از اسلام پيرو هيچ شريعت و قانونى نبودند و همگى خود رأى و مستبد بودند و خود به تنهايى قانونگذارى و اجراى قوانين و داورى اختلافات را به عهده داشتند . هرگاه و عليه هركسى كه مىخواستند ، جنگ به پا مىكردند و هيچ بازرس و ناظرى بر كارهايشان وجود نداشت . اسلام حاكم و محكوم را تابع متن قرآن و سنت مىشمارد ، آن‌گاه كه خداوند مىفرمايد : « هركس به وحى خداوند داورى نكند ، از ستمگران است . » « 1 » آيات و روايات به جهاد و دفاع از حق سفارش كرده و مجاهدان را به بهشت و نعمتهاى آن وعده داده‌اند و در صورت سرپيچى از آن ، تهديد به عذاب و خشم الهى مىكنند . اما شيوه سربازگيرى و حداقل سن سربازان و كيفر فراريان از جنگ و ديگر جزييات كه در قوانين امروز تعيين شده ، در قرآن و روايات نيامده است . اسلام به جهاد فرمان مىدهد و اجراى آن را مانند ديگر احكام شرعى به مسلمانان وا مىگذارد ؛ از جمله صدقه و تعاون و غيره . بنابراين امام عليه السّلام نيز دستور به جهاد داده ، مسلمانان را به آن ترغيب كرده ، از پيامدهاى ناگوار ترك آن سخن مىگويد ؛ شايد كه اين سخنان در بين شنوندگان حماسه آفريده ، در آنها تاثير گذارد . اما بيشتر آنها سخنان حضرت عليه السّلام را مىشنيدند و سپس از آنها روى مىگرداندند . آيات فراوانى درباره شيوه جهاد و امور مربوط به آن در قرآن آمده است ، از جمله : « خداوند كسانى را كه در راهش در صفى استوار مىجنگند ، دوست

--> ( 1 ) . وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ مائده / 5 : 45 .