محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
38
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
الف ) امام على عليه السّلام درباره ضرورت وجود حكومت مىفرمايد : « مردم به زمامدارى نيك يا بد نيازمندند ، تا مؤمنان در سايه حكومت ، به كار خود مشغول و كافران هم بهرمند شوند ، و مردم در استقرار حكومت ، زندگى كنند . به وسيله حكومت ، بيت المال جمعآورى مىگردد و به كمك آن با دشمنان مىتوان مبارزه كرد . جادهها امن و امان ، و حقّ ضعيفان از نيرومندان گرفته مىشود ؛ نيكوكاران در رفاه و از دست بدكاران ، در امان مىباشند . » « 1 » سخن امام عليه السّلام همانگونه كه با ديدگاه آنارشيستهاى امروزى مخالف است ، مورد پذيرش خوارج آن زمان نيز قرار نگرفت ؛ ليكن او كه از كودكى اسلام آورده و از دانش و حكمت بهره برده بود ، به خوبى مىدانست كه موفقيت در گرو برپايى نظام و حكومت است . لذا از قوم خود شكايت مىكند : « نيكى در نظرشان همان است كه مىپندارند ، و زشتىها همان است كه آنها منكرند . در حل مشكلات به خود پناه مىبرند ، و در مبهمات تنها به رأى خود تكيه مىكنند ؛ گويا هر كدام ، امام و راهبر خويش مىباشند كه به دستگيرههاى مطمئن و اسباب محكمى كه خود باور دارند ، چنگ مىزنند . » « 2 » ب ) امام على عليه السّلام به آن دليل كه شايد بتوان آن را غير قانونى بودن خواند ، از خوارج بيزار بود . اختلاف آرا ميان فقيهان و مفسران نيز در نظرش منفور
--> ( 1 ) . « لا بدّ للنّاس من أمير برّ أو فاجر يعمل في إمرته المؤمن و يستمتع فيها الكافر و يبلّغ اللّه فيها الأجل و يجمع به الفيء و يقاتل به العدوّ و تأمن به السّبل و يؤخذ به للضّعيف من القويّ ، حتّى يستريح برّ و يستراح من فاجر » نهجالبلاغه : خطبه 40 . ( 2 ) . « المعروف فيهم ما عرفوا ، و المنكر عندهم ما أنكروا ، مفزعهم في المعضلات إلى أنفسهم ، و تعويلهم في المبهمات على آرائهم . كأنّ كلّ امرئ منهم إمام نفسه ، قد أخذ منها فيما يرى بعرى ثقات و أسباب محكمات » نهجالبلاغه : خطبه 88 .