محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
375
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
در نتيجه به انديشه و تامل نپرداخته و در پى اطلاع از اخبار و حوادث پنهان برنمىآيند . » « 1 » سخن جاحظ پندارى بيش نيست . مردم عراق چه عيب و ايرادى در حكومت امام على عليه السّلام مىديدند ؟ ! سخن درست همان گفته مورخان و سيرهنويسان گذشته و امروز است و از جمله آنها ، طه حسين كه مىگويد : « معاويه اهل فريب و نيرنگ بود و دين و وجدان مردم را مىخريد ؛ اما على عليه السّلام مكر و نيرنگ را بر خود روا نمىدانست و همواره پيرو دين ناب بود و حق را - هرچند دشوار و سنگين بود - به جان مىخريد و در غير جاى خود ، بخششى نمىكرد و طاعت مردم را با پول نمىخريد و روا نمىدانست كه امور مسلمانان را با رشوه استوار گرداند . اگر على عليه السّلام مىخواست ، مىتوانست مكرو نيرنگ كند ؛ ليكن او پيروى از دين خدا را برگزيد و راهى جز پيروى از ارزشهاى والايش در صراحتگويى و حقمدارى و وفادارى و خيرخواهى براى خدا و مسلمانان و پرهيز از نيرنگ و فريب نپيمود . » « 2 » نشانه درستى اين سخن در گفتار امام عليه السّلام به چشم مىخورد كه فرمود : « از من مىخواهيد كه پيروزى را با ستم به دست بياورم ؟ ! » « 3 » 3 . ( و بأدائهم الأمانة إلى صاحبهم و خيانتكم ) منظور از امانت در اين جا بيعت است . مردم شام با معاويه بيعت كردند و بر آن وفادار ماندند
--> ( 1 ) . شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد : 1 / 343 ؛ البيان و التبيان : 2 / 137 ؛ تاريخ طبرى : 7 / 212 . ( 2 ) . الفتنة الكبرى - 2 - على عليه السّلام و بنوه : 162 و 163 . ( 3 ) . شرح نهجالبلاغه ، محمد عبده : 2 / 6 ، نامه شماره 126 .