محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
376
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
و اما مردم عراق و ديگر سرزمينها با امام عليه السّلام بيعت كردند و پيمان شكستند . 4 . ( و بصلاحهم في بلادهم و فسادكم ) شاميان از سرزمين خود دفاع كرده و در راه آن جانفشانى كردند ، اما اهل عراق آسايش و راحتى را برگزيده و نه مشكلى را حل كردند و نه غنيمتى را به دست آوردند . ( فلو ائتمنت أحدكم على قعب لخشيت أن يذهب بعلاقته ) امام عليه السّلام به نفاق و از هم گسستگى و فراتر از آن خيانت پيشگى اهل كوفه در كم ارزشترين امور اشاره مىكند . ( اللهم إنّي قد مللتهم و ملّوني و سئمتهم و سئموني ) امام عليه السّلام ، مردم كوفه را به سبب خيانتپيشگى و نفاق و دو چهرگى و از هم گسستگىشان ملامت كرد و اهل كوفه از اخلاص و عدالت و ايستادگى او در راه خدا خسته و ملول شدند . ( فأبدلني بهم خيرا منهم و أبدلهم بي شرّا منّي ) امام عليه السّلام ، تمام خير و نيكى و آنان ، تمام شر و بدى بودند و چه وجه مشتركى بين آنان وجود دارد تا بتوانند همزيستى داشته باشند ؟ ! از اين رو است كه به درگاه خداوند دعا مىكنند تا با افرادى مشابه خويش بزيد و آنان را با افرادى همانند خود جمع گرداند . ( اللهم مث قلوبهم كما يماث الملح في الماء ) خدايا ، ناراحتىها و غمها را بر آنان مسلط گردان و از سخنان امام عليه السّلام در اين باره است كه « غم و نگرانى ، نيمى از پيرى است . » « 1 » ( أما و اللّه لوددت أنّ لي بكم الف فارس من بني فراس بن غنم ) « غنم » شاخهاى از بنى تغلب بودند كه به شجاعت شهرت داشتند و ربيعة
--> ( 1 ) . « الهمّ نصف الهرم » نهجالبلاغه : قصار 142 .