محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
37
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
سستى و خوارى جايشان را بگيرند . من به زودى اين مسأله را با مدارا و تحمل اصلاح مىكنم ، البته تا جايى كه مدارا ممكن باشد و اگر چارهاى نداشتم ، به نبرد مىپردازم كه آخرين درمان زخم ، داغ كردن است . » « 1 » امام عليه السّلام هنگامى از جنگ استفاده مىكرد كه ابزارهاى مسالمتآميز پاسخگو نبودند و دشمنانش داورى خداوند را نمىپذيرفتند . سازمان ملل نيز به حكومتهايى كه داورى را برنمىتابند ، با جنگ پاسخ مىدهد . برخى بر اين باورند كه حق متعدد است و گاه فردى حق را به گونهاى خاص مىبيند و ديگرى نقيض آن را مىپندارد . برخى ديگر تعدد را در حق برنمىتابند كه امام عليه السّلام با آنان همرأى است : « ميان دو دعوت اختلاف پيدا نشود ، مگر اين كه يكى از آن دو در گمراهى باشد . » « 2 » سياستهاى دولت امام على عليه السّلام آراى ارزشمند و متينى در موضوع ماهيت حكومت ، سياست ، وظيفه حاكم ، نحوه گزينش قاضيان ، تقسيم وظايف ، رسالت دانشمندان و . . . دارد . نامه او به مالك اشتر نخعى ، بسيارى از اين موارد را در برمىگيرد ؛ ليكن حكمتها و اندرزهاى امام عليه السّلام درباره اين موضوعات تنها به اين نامه محدود نمىشود .
--> ( 1 ) . « فاصبروا حتّى يهدأ النّاس و تقع القلوب مواقعها و تؤخذ الحقوق مسمحة ، فاهدءوا عنّي و انظروا ما ذا يأتيكم به أمري ، و لا تفعلوا فعلة تضعضع قوّة و تسقط منّة و تورث وهنا و ذلّة ، و سأمسك الأمر ما استمسك و إذا لم أجد بدّا فآخر الدّواء الكيّ » نهجالبلاغه : خطبه 168 . ( 2 ) . « ما اختلفت دعوتان إلّا كانت إحداهما ضلالة » نهجالبلاغه : قصار 182 .