محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
335
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كشاند ، سزاوار است كه بستگان او بر وى خشم گيرند و بيگانگان به او اطمينان نداشته باشند . ساختار ادبى ما : در آغازين خطبه ، استفهامى و از نوع انكارى است كه بر نفى دلالت دارد . اعراب « ما » محلا رفع است و نقش مبتدا را دارد . يدريك : جمله خبرى براى « ما » است . ما عليّ : مبتدا و خبر و كل جمله مفعول « يدريك » است . ممّا : كوتاهنوشت « من ما » و « ما » از نوع موصولى و مجرور به « من » است . لي : صله « ما » است . حائك : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل « أنت حائك » است . أن يمقته : تاويل به مصدر رفته و منصوب به نزع خافض است . اشعث بن قيس نام كامل او « أشعث مردى كرب » كه به اشعث شهرت يافته بود . اشعث به مردى گفته مىشود كه موهايى پريشان داشته باشد « 1 » و به همين دليل به او اشعث گفته مىشد . نام پدرش « قيس أشجّ » است و « أشجّ » به مرد زخمخورده گفته مىشود ؛ چرا كه چهره وى در يكى از جنگها زخم برداشته بود . « 2 » ابن
--> ( 1 ) . النهايه فى غريب الحديث : 5 / 146 . ( 2 ) . اشعث بن قيس كندى همراه با قبيلهاش نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آمد و اسلام آورد و پس از وفات آن حضرت مرتد شد . در زمان ابوبكر به اسارت رفته و به مدينه آورده شد . پس به ابوبكر گفت : مرا بر جنگيدن نگه دار و خواهرت را به همسرى من در آر . ابوبكر نيز چنين كرد . اشعث در صفين همراه با امام عليه السّلام بود و او را مجبور به پذيرش حكميت كرد و پس از سال چهل هجرى در كوفه