محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
322
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
طائر ) انسان مغرور و نادان پس از آن كه دانشهاى فراوانى را فرا گرفت و روايتهاى دروغينى را حفظ كرد ، بر مسند قضا مىنشيند : ( جلس بين الناس قاضيا ) و هيچكس بر اين مسند نمىنشيند مگر اين كه نبى و يا جانشين او و يا شقى باشد . در برخى تفاسير منظور از امانت در آيه زير ، قضاوت دانسته شده است : « ما امانت ( الهى ) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم ؛ پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند ( ولى ) انسان آن را برداشت ؛ به راستى او ستمگرى نادان بود . » « 1 » ( ضامنا لتخليص ما التبس على غيره ) او به تنهايى خود را دانشمندى فرهيخته مىداند كه بيشتر از ديگر دانشمندان مىداند و مىفهمد و مشكلاتى را حل مىكند كه آنان در حل آن ماندهاند ؛ ولى چگونه به اين مرحله از هوش و ذكاوت رسيده است ؟ ! ( فإن نزلت به إحدى المبهمات هيّأ لها حشوا رثّا من رأيه ) خداوند براى هر واقعهاى حكمى دارد « 2 » كه از رهگذر دلايل چهارگانه كتاب و سنت و عقل و اجماع شناخته مىشود . اين دلايل براى شناخت احكام خداوند مانند وجوب نماز و روزه كفايت مىكنند ، هرچند در بسيارى موارد ، استخراج احكام از آنها براى مردم عادى دشوار بوده و بايد صاحبان انديشه و اجتهاد نظر بدهند ؛ به ويژه اگر سود و ضررى در ميان باشد و بايد توازن يا ترجيح و تقديمى بر اساس احكام شريعت صورت بگيرد . در اين شرايط انسان مغرورى كه امام عليه السّلام از اون سخن مىگويد ، ميان تصورات و اوهام خود سخنان بيهودهاى
--> ( 1 ) . إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا احزاب / 33 : 72 . ( 2 ) . « إنّ للّه في كلّ واقعة حكما » . اين روايت از تواتر معنايى برخوردار است . نك : فرائد الاصول : 1 / 114 ؛ القواعد الفقهيه : 1 / 13 .