محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
319
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىخواند . ( فهو فتنة لمن افتتن به ) منظور از فتنه در اين جا ، گمراه و فاسد ساختن كسانى است كه به او ايمان و اطمينان پيدا كردهاند . ( ضالّ عن هدي من كان قبله ) منظور امام عليه السّلام همانهايى است كه قرآن درباره آنها مىگويد : « اينان ، كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده است ؛ پس به هدايت آنان اقتدا كن . بگو من از شما هيچ مزدى بر اين ( رسالت ) نمىطلبم اين ( قرآن ) جز تذكرى براى جهانيان نيست » « 1 » و همچنين امام زين العابدين عليه السّلام درباره آنان مىگويد : « خدايا ! مرا به صالحان گذشته ملحق كن و از صالحان كنونى گردان . » « 2 » ( مضلّ لمن اقتدى به في حياته و بعد وفاته ) زيانكارترين و نوميدترين مردم كسى است كه از راه صالحان پيش از خود منحرف شده و الگوى گمراهان پس از خود گردد . ( حمّال خطايا غيره ) گناهان كسانى را به دوش مىكشد كه پيشگام آنها بوده و در ميان آنان به بالاترين درجه فريبكارى و رياكارى و تظاهر در تقوا و دانش رسيده است . خداوند مىفرمايد : « و قطعا بارهاى گران خودشان و بارهاى گران ( ديگر ) را با بارهاى گران خود برخواهند گرفت و مسلما روز قيامت از آن چه به دروغ بر مىبستند ، پرسيده خواهند شد . » « 3 » ( رهن بخطيئته ) راهى براى رهايى از اين گرفتارى وجود ندارد . خلاصه آن كه عذاب دو گروه شديدتر از همگان است : نخست آن كسى كه فرمان خويش را به دست شهوات و هواى نفس سپرده و از راه راست
--> ( 1 ) . أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ انعام / 6 : 90 . ( 2 ) . مصباح المتهجد : 143 و 273 و 596 ؛ كافى : 2 / 586 ؛ اقبال الاعمال : 1 / 173 . ( 3 ) . وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمَّا كانُوا يَفْتَرُونَ عنكبوت / 29 : 13 .