محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

311

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

2 . ( و طالب بطيء رجا ) آن كه نيكى را دوست دارد و به طلب آن مىرود و نيكوكارى مىكند ، لكن با كاهلى و تنبلى . اين‌گونه رفتار نيز رحمت پروردگار را به دنبال خواهد داشت . 3 . ( و مقصّر في النار هوى ) نه پيشى مىگيرد و نه با كندى حركت مىكند و بلكه كوتاهى كرده و روى برمىگرداند . شكى نيست كه عاقبت كوتاهى كردن ، زيانكارى و پشيمانى است . امام عليه السّلام مىفرمايد : « از آن كسانى نباش كه آخرت را بدون عمل مىخواهند و توبه را به سبب بلندى آرزوها به تأخير مىاندازد . » « 1 » ( اليمين و الشمال مضلّة و الطريق الوسطى هي الجادّة ) « جادّة » به معناى راه ميانه و آشكار و بين افراط و تفريط است و هركس از آن به سمت راست و يا چپ منحرف شود ، از هدايت به گمراهى و از رهايى به هلاكت منحرف شده است . ( عليها باقي الكتاب و آثار النّبوّة ) تمام آن چه در كتاب خدا و سنت پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله آمده است ، همه در اين راه ميانه قرار دارد . ( و منها منفذ السنة ) سنت از اين راه آغاز مىشود و بر اساس آن ، حلال و حرام محمد صلّى اللّه عليه و إله استوار است . ( و إليها مصير العاقبة ) بازگشت همه به سوى آن است ؛ چرا كه مخلوقات بر اساس معيار صراط مستقيم محاسبه مىشوند . خلاصه سخن آن كه راه ميانه و استوارى كه گام نهادن در آن از لحاظ شرع و عقل واجب مىنمايد ، ميان زياده‌روى و كم‌كارى قرار دارد و زياده‌روى و كم‌كارى هر دو فسادانگيز بوده و آن چه ميان اين دو است ، خير و صلاح را در پى دارد . . . منش عمومى مردم نيز به اين‌گونه است كه انسان

--> ( 1 ) . « لا تكن ممّن يرجو الآخرة به غير عمل و يرجّي التّوبة به طول الأمل » نهج‌البلاغه : قصار 149 .