محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

310

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( و لقلّما أدبر شيء فأقبل ) چنين از سخن امام عليه السّلام برمىآيد كه مراد از « شىء » در اين جا حكومت گروهى از مردم باشد و بر خلاف تصور ابن ميثم ، حق منظور نيست . « 1 » بنابراين معناى سخن امام عليه السّلام آن است كه بسيار اندك اتفاق مىافتاد گروهى پس از سقوط حكومتشان ، دوباره به قدرت برسند . ابن ابى الحديد و شيخ محمد عبده نيز همين نظر را پذيرفته‌اند « 2 » و چرخه حوادث آن را مورد تأييد قرار مىدهد . از سخنان امام عليه السّلام است كه : « هر روى آورنده‌اى ، زمانى پشت مىكند و هنگامى كه پشت كرد ، مثل چيزى است كه هيچ‌گاه نبوده است . » « 3 » ( شغل من الجنّة ، و النار أمامه ) آن كه سرنوشتش دوزخ يا بهشت است و راه سومى براى او متصور نيست ، بايد به كارهايى مشغول شود كه او را از دوزخ دور كرده و به بهشت نزديك كند . مشهور است هنگامى كه فردى با امرى خطير رو به رو است ، مىگويد كه با مسأله‌اى سرنوشت‌ساز رو به رو هستم و يا مسأله مرگ و زندگى است . . . اين سخن به آن معنا است كه او تمام تلاش خود را به كار خواهد بست و از هر آن چه برايش مهم است ، خواهد گذشت تا از آن خطر در امان بماند و چه خطرى بالاتر از آتش و عذاب جهنم ! . . . امام عليه السّلام پس از اين ، مردم را به گروه‌هايى تقسيم مىكند : 1 . ( ساع سريع نجا ) آن كه به سوى خشنودى خدا مىشتابد و با اعمال صالح به او تقرب مىجويد و از عذاب خداوند در امان مىماند .

--> ( 1 ) . شرح نهج‌البلاغه ، ابن ميثم : 1 / 296 . ( 2 ) . شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابى الحديد : 1 / 272 ؛ شرح نهج‌البلاغه ، محمد عبده : 1 / 42 . ( 3 ) . « لكلّ مقبل إدبار و ما أدبر كأن لم يكن » نهج‌البلاغه : قصار 151 .