محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

309

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

درست مانند كسى كه بر مركبى راهوار سوار شده است و بنا به اراده‌اش در مسيرى آرام و ايمن راه مىرود . ( حق و باطل ، و لكلّ أهل ) بدون شك برخى بر حق و برخى بر باطل هستند ؛ اما چگونه مىتوان ميان اين دو تمايز قايل شد و حال آن كه همگان خود را بر حق دانسته و به آن منتسب مىكنند ؟ و يا حق معيار و ملاكى دارد ؟ پاسخ اين پرسش در نظر امام عليه السّلام روشن است و هركس از خدا اطاعت كند ، بر حق و هركس از او نافرمانى كند ، بر باطل است . امام عليه السّلام مىگويد : « حلال آن چيزى است كه خدا حلال كرده و حرام آن چيزى است كه خدا حرام كرده است . » « 1 » خداوند بر زبان پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله كارهاى مورد پسند و ناشايست و اوامر و نواهى خود را اعلان كرد و حجت را تمام كرد و راه را براى عذر و بهانه‌ها بست . ( فلئن أمر الباطل لقديما فعل ) به هيچ وجه شگفت نيست كه باطل را قدرت دهد و يارانش را فزونى بخشد و اين ، سنت او است و حال مردم از گذشته چنين بوده است ؛ چه آن كه باطل براى آنان آسانتر و با شهوت و هواى نفسشان ، همراه‌تر است . ( و لئن قلّ الحقّ فلربّما و لعل ) ياران حق اندك هستند و گاه پيروز مىشوند . استفاده امام عليه السّلام از واژه « لعلّ » يادآور اين عبارت از دعا است : « خداوندا ! ما حكومت عادلى از تو مىخواهيم كه در آن به اسلام و مسلمانان عزت بخشيده ، نفاق و منافقان را خوار گردانى . » « 2 »

--> ( 1 ) . « الحلال ما أحلّ اللّه و الحرام ما حرّم اللّه » نهج‌البلاغه : خطبه 176 . ( 2 ) . كافى : 3 / 324 ، ح 6 ؛ اقبال الاعمال : 1 / 127 ؛ مصباح المجتهد ، طوسى : 581 ؛ كشف اللثام : 1 / 251 ؛ تهذيب الاحكام ، طوسى : 3 / 111 .