محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

304

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

منظور امام عليه السّلام را نمىرساند ؛ چه آن كه مسابقه ، پيشى گرفتن در فضايل را به ذهن متبادر مىسازد و نه پيشى گرفتن براى حكومت ، حتى اگر ستمگرانه باشد . در قرآن آمده است : « و سبقت‌گيرندگان مقدمند . آنان همان مقربان ( خدا ) هستند . » « 1 » امام عليه السّلام نيز در خطبه‌اى گفته است : « و غدا السباق » به اين معنا كه فردا روز مسابقه است . همچنين گفته مىشود : « ليست له سابقة » فضيلت و منقبتى ندارد . تبادر مفهوم نكوهش از قاصر و مقصر بسيار آشكارتر از تبادر مفهوم مدح و ستايش از مسابقه است . بنابراين مراد امام عليه السّلام از جمله بالا چنين است : برخى از صحابه ، سابقه فراوانى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله داشتند و سپس زندگى خو را با بدترين اعمال به پايان رساندند ؛ مانند زبير كه تمام اعمالش در بصره از بين رفت ؛ مگر آن كه خداوند توبه او را بپذيرد « 2 » . . . اما برخى ديگر چندان سابقه‌اى در همراهى با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نداشتند تا به آن شناخته شوند ، ولى در كارهاى نيك و خير سبقت گرفتند ؛ مانند بسيارى از مهاجران و انصار و تابعان آنان . ( و اللّه ما كتمت و شمة و لا كذبت كذبة و لقد نبّئت بهذا المقام و هذا اليوم ) محال است كه دروغ و خيانت از قرآن ناطقى سر بزند كه حق هميشه با اوست ؛ بلكه او دليل و حجتى بر حق و راستى است . شيخ محمد عبده در شرح اين بند با بلاغت و اختصار مىگويد : « او - كه خدا از او خشنود شود - چيزى را مخفى نمىكرد كه خود با دستان خود بافته است . به معروف امر مىكرد و از منكر باز مىداشت . جانبدارى بىدليل و چاپلوسى نمىكرد و دروغ نمىگفت

--> ( 1 ) . وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ واقعه / 56 : 10 - 11 . ( 2 ) . نك : عوالى اللئالى : 2 / 240 ؛ بحار الانوار : 32 / 336 .