محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

252

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مىشود ؛ بنابراين مسلمانان در صورتى كه به وحى نياويزند و آن را فرانگرفته و از آن محافظت نكرده ، نام و نشانى نداشته و تا ابد نيز نخواهند داشت . اهمال و كم‌كارى در توجه به وحى و محافظت از آن ، مسلمانان را به پست‌ترين مردم دنيا تبديل خواهد كرد كه تعداد زياد ، سودى براى آنان نخواهد داشت و برابر دشمن - هرچند خوار و زبون باشد - تاب نخواهند آورد . اين اتفاق هم‌اكنون افتاده و شاهد آن ، قدرت يافتن اسراييل است . امام على عليه السّلام در اين باره مىفرمايد : « و همانا حكومت الهى حافظ امور شماست ؛ بنابراين زمام امور خود را بىآن كه نفاق ورزيد يا كراهتى داشته باشيد ، به دست امام خود بسپاريد . به خدا سوگند ! اگر در پيروى از حكومت و امام ، اخلاص نداشته باشيد ، خدا ، دولت اسلام را از شما خواهد گرفت و هرگز به شما باز نخواهد گردانيد و در دست ديگران قرار خواهدداد . » « 1 » ( وقر سمع لم يفقه الواعية ) اين عبارت ، نفرين بر ناشنوا شدن كسى است كه پندها را مىشنود و پند نمىگيرد و بانگ هشدار بر او فرود مىآيد ، ولى بيمناك نمىگردد . ( كيف يراعي النّبأة من أصمّته الصيحة ؟ ! ) مراد از واژه « نبأة » پندها و حكمتهاى امام عليه السّلام و « صيحة » بيمهاى و هشدارهايى است كه در قرآن و سنت نبوى آمده است و آن كه به هشدارهاى خدا و پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله گوش فرا نمىدهد ، چگونه نجوايى آهسته از سوى امام عليه السّلام يا ديگرى در او اثر خواهد گذاشت ؟ ! امام عليه السّلام پندهاى خود را به « نبأة » به معناى صداى آهسته ،

--> ( 1 ) . « و إنّ في سلطان اللّه عصمة لأمركم ، فأعطوه طاعتكم غير ملوّمة و لا مستكره بها . و اللّه لتفعلنّ أو لينقلنّ اللّه عنكم سلطان الإسلام ، ثمّ لا ينقله إليكم أبدا حتّى يأرز الأمر إلى غيركم » نهج‌البلاغه : خطبه 169 .