محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

251

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شرح و تفسير ( بنا اهتديتم في الظلماء ) انسانى كه اصلاح‌گر و نيكوكار نباشد ، خود را آن چه به دست آورده و دارد و با موقعيت‌ها و يا جنايتهايى كه مرتكب مىشود ، بروز مىدهد . اما نيكوكار ، با آن چه از خير و نيكى به بشريت تقديم مىكند ، شناخته مىشود . هيچ شخص و خاندانى مانند محمد صلّى اللّه عليه و إله و خاندانش عليهم السّلام ، نيكى و هدايت را براى تمام جهان - از شرق تا غرب - به ارمغان نياوردند . مشاهدات حسى ، تاريخ ، قرآن ، نهج‌البلاغه ، كتابهاى حديثى ، شريعت ، و بيگانگان پيش از نزديكان بر اين حقيقت شهادت مىدهند . ( و تسنّمتم ذروة العلياء ) عربهاى پيش از اسلام ، بىسواد بودند و شتر و گوسفند مىچراندند و در سرزمينى دور افتاده زندگى مىكردند كه فقر و نادانى و عقب‌ماندگى بر آن سيطره داشت . اسلام به آنان اهميت و منزلت بخشيد و محمد صلّى اللّه عليه و إله و خاندانش عليهم السّلام ستونهاى اسلام و پاسبانان آن بودند كه خداوند دين را با آنان كامل ساخت و نبوت را پايان داد . ( و بنا أفجرتم عن السّرار ) با كمك با ما بود كه از ظلمت نادانى و گمنامى به سمت نور دانش و مقام و منزلتى عالى خارج شديد . قرآن نيز به اين امر اشاره مىكند : « آن چه را به تو وحى شده ، محكم بگير كه تو بر صراط مستقيم هستى ؛ و اين مايه يادآورى ( و عظمت ) تو و قوم تو است و به زودى سوال خواهيد شد . » « 1 » در آيات بالا ابتدا گفته مىشود كه « آن چه را به تو وحى شده ، محكم بگير » و سپس ، وحى مايه يادآورى و عظمت پيامبر و قومش خوانده

--> ( 1 ) . فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ * وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ زخرف / 43 : 43 و 44 .