محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
235
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
گرفتند . اما آنگاه كه به پا خاستم و حكومت را به دست گرفتم ، جمعى پيمان شكستند ، و گروهى از اطاعت من سرباز زده و از دين خارج شدند ، و برخى از اطاعات حق سر بر تافتند ؛ گويا نشنيده بودند سخن خداى سبحان را كه مىفرمايد : « سراى آخرت را براى كسانى برگزيديم كه خواهان سركشى و فساد در زمين نباشند و آينده از آن پرهيزكاران است » « 1 » آرى ! به خدا كه آن را خوب شنيده و حفظ كرده بودند ، اما دنيا در ديده آنها زيبا نمود ، و زيور آن ، چشمهايشان را خيره كرد . سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد ، اگر حضور فراوان بيعتكنندگان نبود و ياران ، حجّت را بر من تمام نمىكردند و اگر خداوند از علما عهد و پيمان نگرفته بود كه برابر شكمبارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان سكوت نكنند ، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته ، رهايش مىساختم و آخر خلافت را به كاسه اول آن سيراب مىكردم . آنگاه مىديديد كه دنياى شما نزد من از آب بينى بزغالهاى بىارزشتر است . واژهشناسى عرف الضّبع : يا كفتار يا موهايى كه بر پشت گردنش مىرويد . ينثالون : سرازير شدن و ازدحام كردن . شقّ : زخم برداشت يا خراشيده شد . عطفاي : دو پهلويم .
--> ( 1 ) . قصص / 28 : 83 .