محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
236
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ربيضة الغنم : هنگامى كه حيوانى زانو مىزند و بر سينه مىخوابد ، گفته مىشود كه « ربضت الدابّة » و عبارت « ربيضة الغنم » به معناى گله گوسفندانى است كه به روى زانو خوابيدهاند . نكث العهد : پيمان را شكست و به آن وفادار نماند و « الناكثون » اسم علمى است كه بر اصحاب جمل اطلاق مىشود و آنان عبارتند از : عايشه ، طلحه و زبير . مرق من الدين : با گذاشتن بدعتى از دين خارج شد و « المارقون » اسم علمى است كه بر خوارج نهروان اطلاق مىشود . قسط الوالي : والى ستم كرد يا از حقيقت و راستى عدول كرد و « القاسطون » به معناى فاسقان ، بر اصحاب صفين اطلاق مىشود كه به فرماندهى معاويه و عمرو عاص با امام على عليه السّلام جنگيدند . حلي الشيء في عيني فلان : چيزى ، شگفتى او را برانگيخت . راق الشراب : پاك و صافى گشت . الزّبرج : زينت و زيور . فلق الحبّة : دانه را شكافت . برأ النسمة : جان را آفريد . ألّا يقارّوا : تا آرام نگيرند و ساكت ننشينند . كظّة ظالم : مراد از اين عبارت ، تجاوز و تعدى ظالم بر حقوق مردم است . سغب مظلوم : پايمال شدن حقوق ستمديدگان . الغارب : گردن يا قسمت بالاى كمر كه به گردن وصل مىشود . عفطة عنز : مخاط بينى بز كه به هنگام عطسه ، از بينى مىپراكند .