محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
230
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
سنگين اما گواراست ، و باطل ، سبك اما كشنده . » « 1 » به هيچ وجه نميخواهم مقايسه و همسانى امام عليه السّلام با ديگر اعضاى شورا را توجيه كنم ؛ هرگز ! و اصلا چگونه مىتوان آفريدهاى را با امام عليه السّلام مقايسه كرد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در حق او گفت : « تو برادر ، و دوست و همراه من در دنيا و آخرت هستى . » « 2 » . . . بلكه سخن - هرچند كه از بيان آن ناتوانم - در اين است كه حق ، هزينه سنگينى از سختىها و مصيبتها دارد . اماما ! در جايى ديگر گفتى : « چه بسا نعمت داده شدهاى كه گرفتار عذاب شود ، و بسا گرفتارى كه در گرفتارى ساخته شده و آزمايش گردد ! پس اى كسى كه از اين گفتار بهرمند مىشوى ! بر شكرگزارى بيفزاى ، و از شتاب بى جا دست بردار ، و به روزى رسيده قناعت كن . » « 3 » و چه سرمايهاى بهتر از آن چه خدا براى برادرت محمد صلّى اللّه عليه و إله و تو ذخيره كرد ؟ همه مسلمانان بر محمد صلّى اللّه عليه و إله و تو اتفاق نظر دارند ؛ ولى در مورد آنان كه با تو مقايسه شدند و ديگران ، اختلاف نظر دارند و هيچ دليلى بر اين اتفاق بالاتر از آن سخن نيست كه تو ، برادر محمد صلّى اللّه عليه و إله و براى او ، مانند هارون براى موسى هستى . و اگر نبود اين سخن ، بر تو نيز اختلاف مىيافتند ؛ همانگونه كه بر غير تو اختلاف يافتند . « 4 »
--> ( 1 ) . « إنّ الحقّ ثقيل مريء و إنّ الباطل خفيف و بيء » نهجالبلاغه : قصار 375 ؛ انساب الاشراف : 5 / 44 . ( 2 ) . سنن ترمذى : 5 / 20 ، ح 3804 ؛ مشكاة المصابيح : 3 / 1720 ، ح 6084 ؛ صحيح بخارى : 2 / 299 ؛ جامع ترمذى : 2 / 213 ؛ الاستيعاب : 2 / 460 ؛ تيسير الوصول : 3 / 271 ؛ تاريخ مدينه دمشق ، ابن عساكر : 1 / 109 ، ح 149 ؛ مسند احمد : 1 / 230 و . . . ( 3 ) . « و ربّ منعم عليه مستدرج بالنّعمى ، و ربّ مبتلّى مصنوع له بالبلوى ، فزد أيّها المستنفع في شكرك و قصّر من عجلتك وقف عند منتهى رزقك » نهجالبلاغه : قصار 273 . ( 4 ) . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى ألّا أنّه لا نبي من بعدي ، أنّه لا ينبغي أن أذهب إلّا و أنت خليفتي » آيا دوست ندارى كه موقعيت تو نزد من همچون موقعيت هارون براى