محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

231

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( و لكنّي أسففت إذ أسفّوا و طرت إذ طاروا ) از آن جايى كه رقابت بر سر القاب و مناصب و فرصتهاى نابرابر ميان مردم بالا گرفته بود و شرايط براى امام عليه السّلام فراهم نبود تا مخالفان را از باطل باز دارد و آنان را به حق برگرداند ، ناچار بنا به مصلحت خويش و مسلمانان سكوت اختيار كرد . . . با اين حال بر آنان نظارت داشت و به راه استوارتر هدايتشان مىكرد . بايد منصفانه بپذيريم كه ابوبكر و عمر به راهنمايىهاى او گوش مىدادند و در بسيارى از امور مهم به او مراجعه مىكردند . اما عثمان ، نه يك شيطان كه شيطانهاى فراوانى به سركردگى مروان بن حكم ، او را احاطه كرده بودند . ( فصغا رجل منهم لضغنه ) سخن از سعد بن ابى وقّاص است كه مادرش اموى بود و امام عليه السّلام همراه با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله ، با امويان جنگيده بود و دلاوران آنان را به سبب شرك و دشمنى با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، كشته بود . از اين رو سعد به خاطر كشتن دايىهايش از امام عليه السّلام كينه داشت . ( و مال الآخر لصهره ) منظور امام عليه السّلام از ديگرى ، عبد الرحمان بن عوف است كه همسر خواهر عثمان بود . ( مع هن و هن ) منظور از اين عبارت ، غرضها و نيتهاى ديگرى است كه از بيان

--> موسى باشد ، با اين تفاوت كه پيامبرى پس از من نخواهد با بود . شايسته نيست كه من بروم ، مگر اين كه تو جانشين پس از من باشى » . حديث منزلت از احاديث متواتر نزد علماى اهل سنت و شيعه است و در بيش از 150 كتاب روايى آمده است . براى نمونه نك : الصواعق المحرقه ، ابن حجر : 29 ؛ صحيح بخارى : 2 / 200 و 324 ؛ صحيح مسلم فى فضائل على عليه السّلام : 324 ؛ المستدرك ، حاكم نيشابورى : 3 / 109 ؛ مسند ابن ماجه : 1 / 28 ؛ مسند احمد : 1 / 175 و 177 و 179 و 182 و 331 و 369 ؛ كنز العمال : 6 / 152 ، ح 2504 ؛ خصائص النسائى : 17 ؛ الاصابة ، ابن حجر : 4 / 568 ؛ ينابيع الموده ، قندوزى : 2 / 58 .