محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
222
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
هستند كه ) در كارى كه بر انجام آن تصميم گرفتهاند ، با يكديگر مشورت مىكنند . » ؟ ! « 1 » اگر ضرورت شورا در مسأله خلافت ، روشن و بىنياز از تصريح و بيان بود ، اختلاف در نمىگرفت و اگر مراد از آيه پيشگفته ، مسأله خلافت است ، ابوبكر با تعيين عمر به جانشينى خود ، خلاف سخن خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله عمل كرده است ؛ لكن كسى از اهل سنت بر اين باور نيست و اين خود نشان مىدهد كه آيه شورا در موضوع خلافت جريان ندارد . « 2 » خلاصه دليل شيعيان بر جانشينى على عليه السّلام وجود آيهاى در قرآن است كه از اكمال دين براى امت محمد صلّى اللّه عليه و إله حكايت دارد : « امروز ، دين شما را كامل كردم ، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم ، و اسلام را به عنوان آيين ( جاودان ) شما پذيرفتم . » « 3 » دين بدون تعيين جانشين پيامبر صلّى اللّه عليه و إله تكميل نمىشود ؛ چه آن كه خلافت از مهمترين مسايل بوده و قوام زندگى بر آن استوار است . وقتى حكم گنجشكى كه بدون نام خداوند ذبح شده ، در اسلام آمده است ، منطقى نيست كه مديريت جنبههاى متفاوت زندگى اجتماعى
--> ( 1 ) . وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ شورا / 42 : 38 . ( 2 ) . بر مساله شورا به آياتى از قرآن ، مانند آيه 38 شورا / 42 و 159 آلعمران / 3 و همچنين سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در مشورت با صحابه استدلال شده است ؛ اما سوال در اين جا است كه آيا موارد بالا بر استحباب دلالت دارند يا وجوب ؟ هيچ ادعاى وجوب در اين موضوع نكرده است و بلكه اين ادعا با آيه 36 احزاب / 33 تناقض دارد : وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً پس چارهاى نيست كه قايل به استحباب شويم و البته استحباب در جايى است كه نصى از سوى خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در آن زمينه وارد نشده باشد . ( 3 ) . الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً مائده / 5 : 3 .