محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

223

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مردم ، اهمال شود ! اضافه بر اين ، خلافت مورد بحث ، جانشينى از خدا و رسولش صلّى اللّه عليه و إله است . شيعيان در ادامه مىگويند كه به مسأله خلافت تصريح شده و منحصرا در شخص امام على عليه السّلام ثابت مىشود . مطالعاتى توسط شيعيان در آثار حديثى ، تاريخى ، تفسيرى و حتى ادبى اهل سنت صورت گرفته و عبارتهايى كه حاكى از خلافت على عليه السّلام است ، استخراج شده‌اند . متخصصانى نيز در اين زمينه پرورش يافته‌اند و تأليفاتى از آنان بر جاى مانده است ؛ مانند : « الشافي » از شريف مرتضى ، « دلائل الصدق » از علامه مظفر ، و « فضائل الخمسة في صحاص الستة » در سه جلد از فيروزآبادى كه بايد جديدترين اثر در اين زمينه باشد و به جهت بىطرفى كامل در گردآورى و نقل سخنان دانشمندان اهل سنت و نياوردن هيچ‌گونه تعليق و توضيحى بر آن ، حايز اهميت است . مؤلف در اين كتاب ، خواننده را آزاد مىگذارد تا خود به تنهايى بيانديشد و تصميم بگيرد و هيچ تلاشى بر اقناع او نمىكند . همچنين در راستاى حفظ بىطرفى در نقل مطالب ، عنوان كتابها و شماره جلد و صفحه آنها را نيز آورده و در انتهاى جلد سوم به تاريخ و مكان چاپ و نام انتشارات و چاپخانه هر كدام اشاره مىكند . ( حتّى مضى الاوّل لسبيله ، فأدلى بها إلى فلان بعده ) اين بيعت در دراز مدت بدترين پيامدها را براى اهل بيت عليهم السّلام و پيروان آنان در بر داشت و چه چيز براى خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و دوستداران آنها ، بدتر از امارت معاويه بر شام بود كه خلافت يزيد را در پى داشت ؟ ! و اگر امارت معاويه نبود ، آيا امويان مىتوانستند در اسلام حكومتى داشته باشند ؟ ! ( فيا عجبا ! بينا هو يستقيلها في حياته إذ عقدها لآخر بعد وفاته ) چگونه ابوبكر خلافت را پس از مرگ خويش به عمر منتقل كرد ، حال آن كه در زمان