محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
218
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه پس از ارزيابى درست ، صبر و بردبارى را خردمندانهتر ديدم . پس صبر كردم ، در حالى كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوى من مانده بود و با ديدگان خود مىنگريستم كه ميراث ( خلافت ) مرا به غارت مىبرند . تا اين كه خليفه اول ، به راه خود رفت و خلافت را به پسر خطّاب سپرد . ( سپس امام عليه السّلام مثلى را با شعرى از أعشى عنوان كرد : ) مرا با حيّان ، برادر جابر چه شباهتى است ( من همه روز را در گرماى سوزان كار كردم و او راحت و آسوده در خانه بود . ) شگفتا ابوبكر كه در حيات خود از مردم مىخواست عذرش را بپذيرند ، چگونه در هنگام مرگ ، خلافت را به عقد ديگرى در آورد ! هر دو از شتر خلافت سخت دوشيدند و از حاصل آن بهرهمند گرديدند . سرانجام اولى حكومت را به راهى در آورد ، و به دست كسى ( عمر ) سپرد كه مجموعهاى از خشونت ، سختگيرى ، اشتباه و پوزشطلبى بود . صاحب اين خلق و خوى مانند كسى كه بر شترى سركش سوار است ؛ اگر عنان محكم كشد ، پردههاى بينى حيوان پاره مىشود و اگر آزادش گذارد ، در پرتگاه سقوط مىكند . سوگند به خدا ! مردم در حكومت دومى ، به [ حاكمى با ] اخلاقى خشك و آشفته و دگرگون و ناپايدار گرفتار آمده بودند ، و من در اين مدت طولانى محنتزا و عذابآور ، چارهاى جز شكيبايى نداشتم . واژهشناسى هاتا : به معناى « هذه » است . أحجى : سزاوارتر . القذى : آن چه به چشم مىرود ، مانند خاشاك .