محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

196

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

است . اما پاداش آن كه انكار كند يا شرك بورزد يا فريبكارى كند ، بر عهده شيطان است كه گفت : « كافر شو ( تا مشكلات تو را حل كنم ) ! اما هنگامى كه كافر شد ، گفت : من از تو بيزارم ، من از خداوندى كه پروردگار عالميان است ، بيم دارم ! » « 1 » ( و أشهد أنّ محمدا صلّى اللّه عليه و إله عبده و رسوله ) اقرار به توحيد ، با تمام اهميت و عظمتش ، بدون شهادت به رسالت حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله كفايت نمىكند و اين گواهى نيز بدون اقرار به توحيد ، كافى نيست . هر كدام از اين دو ، كامل كننده ديگرى است و اسلام بر اساس آنها و ايمان به روز رستاخيز استوار است . ( أرسله بالدين المشهور ) همان دينى كه بر تمام اديان چيره شده ؛ هرچند مشركان ناخشنود باشند . ( و العلم المأثور ) « مأثور » از ايثار و به معناى انتخاب شده و برگزيده است . ( و الكتاب المسطور ) مراد ، قرآن است . ( و النور الساطع و الضياء اللامع ) دو صفت نور رخشان و چراغ فروزان را براى قرآن بيان مىكند ، چه آن كه قرآن مردم را از تاريكى به روشنايى رهنمون مىشود . ( و الأمر الصادع ) پيام و دستورهايى كه كاشف از حقيقت هستند . ( إزاحة للشّبهات و احتجاجا بالبيّنات و تحذيرا بالآيات و تخويفا بالمثلات ) اين بند ، وظايف مبلغ راستين را گوشزد مىكند كه بايد شبهات را با منطق عقل و تجربه ، از ذهنها و قلبها بزدايد و از عذاب و خشم خدا بيم دهد و به پاداش و بهشت اخروى نويد بخشد . اما متأسفانه مبلغان عصر ما را گروهى كندفهم و بىاطلاع و گروهى هواپرست تشكيل مىدهند و آن دسته كه لايق باشند ، بسيار نادر و اندك هستند .

--> ( 1 ) . اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ حشر / 59 : 16 .