محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
197
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
گرفتارى مردم با فتنهها ( 4 - 5 ) « و النّاس في فتن انجذم فيها حبل الدّين و تزعزعت سواري اليقين و اختلف النّجر و تشتّت الأمر و ضاق المخرج و عمي المصدر ، فالهدى خامل و العمى شامل ، عصي الرّحمن و نصر الشّيطان و خذل الإيمان فانهارت دعائمه و تنكّرت معالمه و درست سبله و عفت شركه . ( 4 ) أطاعوا الشّيطان فسلكوا مسالكه و وردوا مناهله ، بهم سارت أعلامه و قام لواؤه في فتن داستهم بأخفافها و وطئتهم بأظلافها و قامت على سنابكها ، فهم فيها تائهون حائرون جاهلون مفتونون في خير دار و شرّ جيران ، نومهم سهود و كحلهم دموع بأرض عالمها ملجم و جاهلها مكرم . ( 5 ) » ترجمه و اين ( زمان بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ) هنگامى بود كه مردم به نادانى و گمراهى گرفتار بودند ، و رشته دين بريده و كشتىهاى يقين ناپايدار . پندار با حقيقت به هم آميخته ، همه كارها در هم ريخته و خروج از آن ، دشوار و آغازش ، ناپيدا شده است . چراغ هدايت بىنور و ديدهى حقيقتبين ، كور شده و همگى به خدا نافرمان ، و فرمانبر و ياور شيطان شده ، از ايمان رو گرداندهاند و پايههاى دين ، ويران و شريعت ، بىنام و نشان و راههايش ، پوشيده و ناآبادان گشته است . از شيطان فرمان بردند و به راه او رفتند و چون گله كه به آبشخور رود پى او گرفتند ؛ تخم دوستىاش در دل كاشتند و بيرق او را برافراشتند ، در حالى كه فتنه چون شترى مست آنان را به پى مىسپرد و بر دست و پا