محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
191
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نيازمند كفايت اويم . هر كه را راه نمايد گمراه نباشد و دشمنش را كسى پناه نباشد و آن را كه او كارگزار شد ، نيازى به مال و جاه نباشد . هرچه سنجند ، به پاى سپاس او نرسد و هيچ اندوختهاى به بهاى او نرسد . گواهى و شهادت مىدهم كه خدا يكتاست ، انبازى ندارد و بىهمتاست ، شهادتى از روى اعتقاد و ايمان بىآميغ ، برآمده از امتحان . چند كه ما را زنده مىدارد اين گواه دستاويز ماست و ذخيره دشواريهاى روز رستاخيز ماست ، كه گواه به يگانگى او ، نشانه استوارى ايمان است و سرلوحه نيكوكارى و احسان ، و مايه خشنودى خداى رحمان ، و سلاح جنگ با شيطان . و گواهى مىدهم كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله بنده و پيامبر اوست . او را بفرستاد با دينى آشكار ، و نشانههايى پديدار ، و قرآنى نبشته در علم پروردگار كه نورى است رخشان ، و چراغى است فروزان ، و دستورهايش روشن و عيان ، تا گرد دودلى از دلها بزدايد و با حجّت و دليل ملزم فرمايد . نشانههايش ببينند و بيش نستيزند ، و بترسند و از گناه بپرهيزند . واژهشناسى استتمام : خواهش و طلب براى تمام كردن . استسلام : پذيرش و تن دادن . استعصام : خواهش و طلب عصمت و بازدارى از گناه . لا يئل : نجات نمىيابد . المصاص : پاكى از هرگونه ناخالصى . أهاويل : دشواريها و لحظههاى پربيم و هراس . المدحرة : راندن و دور گرداندن .