محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

15

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

راه مىيابد . بنابراين جامعه همان گونه‌اى خواهد بود كه افراد آن هستند . بعد اجتماعى در دو دسته ديگر بسيار وسيع‌تر از رابطه انسان با خدا و خود است . رابطه انسان با خدا نهج‌البلاغه عبارت‌هاى بىنظيرى در تمجيد خداوند و تبيين صفات او و لزوم خشوع در برابر پروردگار در خود جاى داده است . وصاياى امام عليه السّلام به فرزندش از جمله مواردى در نهج‌البلاغه است كه حاوى اين مفاهيم بوده و به سپاسگذارى از نعمت‌هاى خداوند و عدم فريفتگى به موفقيت‌هاى شخصى سفارش كرده است : « هنگامى كه مقصد خود را يافتى تا مىتوانى در برابر پروردگار خشوع كن . » « 1 » همچنين پسر ابوبكر را چنين سفارش مىكند : « و هيچ‌گاه غضب پروردگار را با رضاى احدى از بندگانش معامله نكن ؛ زيرا كه رضاى پروردگار جانشين چيزهايى ديگر است و چيزى نيست كه بتواند جانشين رضاى خداوند باشد . » « 2 » نامه‌هاى امام عليه السّلام به واليان و قاضيانش با عبارت‌هايى اين چنين آغاز مىشد بود . هنگامى كه برخى از كارگزاران خود را براى جمع‌آورى زكات فرستاد ، آنان را امر كرد : « به او امر مىكنم كه در كارهاى سرى و اعمال پنهانىاش از خدا بترسد ، به گونه‌اى كه باور داشته باشد جز خدا ، شاهد و كفايت‌كننده‌اى وجود ندارد . و نيز به او امر مىكنم كه

--> ( 1 ) . « و إذا أنت هديت لقصدك فكن أخشع ما تكون لربّك » نهج‌البلاغه : نامه 31 . ( 2 ) . « و لا تسخط اللّه برضا أحد من خلقه فإنّ في اللّه خلفا من غيره و ليس من اللّه خلف في غيره » نهج‌البلاغه : نامه 27 .