محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

135

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

جايى ديگر مىگويد : « و در شگفتم از آن كس كه پيدايش دوباره را انكار مىكند در حالى كه پيدايش آغازين را مىنگرد ! » « 1 » به هر حال زمين ، زيستگاه طبيعى انسان و منشأ حيات و خاستگاه تمدن بشرى است . انسان بر روى زمين آفريدگارش را مىشناسد و مىپرستد و از آن به آسمان و ستارگان پرواز مىكند و دوباره به آن باز مىگردد . در پيدايش و تداوم حيات خود از آن بىنياز نيست و آن به انسان نيازى ندارد . 3 - ( فجبل منها صورة ذات أحناء و وصول و أعضاء و فصول ) ضمير در جار و مجرور « منها » به واژه « تربة » باز مىگردد و منظور از « صورة » شكل و صورت انسانى است . خداوند در قرآن مىفرمايد : « و شما را صورتگرى كرد و صورتتان را نيكو آفريد . » « 2 » بدن انسان بخشهايى چون سر ، دستان ، سينه ، پاها تشكيل شده است كه واژه « اعضاء » به آنها اشاره دارد و « احناء » بيانگر دنده‌ها و مراد از « فصول » مفاصلى است كه در محل تلاقى استخوانها قرار داشته و بدون آنها انسان از حركت باز مىماند . همچنين عصبهايى در بدن انسان وجود دارد كه اعضا را به هم پيوند مىدهند و واژه « وصول » به آنها اشاره دارد . 4 - ( أجمدها حتّى استمسكت ، و أصلدها حتّى صلصلت لوقت معدود و أمد معلوم ) پس از آن كه آب و خاك به هم آميختند ، گل پديد آمد و جسمى يكپارچه و استوار وجود يافت و چونان كه باد مىوزيد ، صداى زنگ از آن

--> ( 1 ) . « و عجبت لمن أنكر النّشأة الاخرى و هو يرى النّشأة الاولى » نهج‌البلاغه : قصار 125 . ( 2 ) . وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ غافر / 40 : 64 .