محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
100
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
از مخلوق ، و علت كاملتر از معلول بوده و محتاج به آن نيست و بلكه اين معلول است كه به علت نيازمند است ، خداوند از ممكنات دور و جدا است . خداوند بالاتر از همگان است ؛ چرا كه بر هر چيزى احاطه دارد و نمىتوان چيزى را بالاتر از او دانست ؛ چرا كه وجودى نامتناهى دارد . او پيشتر از هر موجودى بوده و ازلى و بدون آغاز است . درون همه اشياء است ؛ چرا كه وجودشان از وجود او نشأت مىگيرد ، چنان كه وجود كل از وجود اجزاء آن پديد مىآيد . خارج از هر چيزى است ؛ چرا كه از هر جهتى مستقل از همگان است « 1 » . . . به اين ترتيب مىتوان تفسير اين آيات قرآن را دريافت : « و ما به او از رگ قلبش نزديكتر هستيم . » « 2 » و « هر جا باشيد ، او با شما است . » « 3 » و « هيچ چيز همانند او نيست . » « 4 » ( فاعل لا بمعنى الحركات و الآلة ) بهترين شرحى كه مىتوان بر اين عبارت ارايه داد ، سخن ديگرى از امام عليه السّلام است : « خداوند سازندهاى غير محتاج به ابزار ، اندازه گيرندهاى بىنياز از فكر و انديشه ، و بىنياز از يارى ديگران است . با زمانها همراه نبوده ، و از ابزار و وسائل كمك نگرفته است . » « 5 » گوياتر و جامعتر از اين عبارت ، سخن خداوند در قرآن است : « فرمان او
--> ( 1 ) . نك : اسفار : 6 / 369 . ( 2 ) . وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ق / 50 : 16 . ( 3 ) . وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ حديد / 57 : 4 . ( 4 ) . لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ شورى / 42 : 11 . ( 5 ) . « فاعل لا باضطراب آلة مقدّر لا بجول فكرة ، غنيّ لا باستفادة لا تصحبه الأوقات و لا ترفده الأدوات » نهجالبلاغه : خطبه 186 .