الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : منفرد )

106

گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى )

يارى آنى كه به تو اطمينان دارد و شايسته‌تر به دستگيرى آنى كه از همه‌چيز بريده ، به سوى تو آمده است . نهان من براى تو مكشوف و من ، سوخته دل به سوى تو آمده‌ام ، هرگاه مرا غربت به وحشت آورد ، ياد تو مرا انيس است ، و هرگاه كارها بر من دشوار شود ، به تو پناه آورم ، و هنگامى كه شدايد يكباره به من روى آورد ، به تو اميد دارم . من از درگاه تو به كجا رانده شوم اى پروردگار من ؟ ! حال آن كه زمام تمام امور به دست تو است و از حكم تو صادر شود و اذعان به خضوع در برابر قدرت تو دارد و نيازمند به عفو تو و محتاج به رحمت تو باشد . مرا فقر و نياز و بيچارگى اصابت كرده و نياز احاطه كرده است و به خوارى و ذلت نشان شده‌ام و مسكنت و بيچارگى مرا فرا گرفته و كلمهء عذاب بر من محقق گرديده و گناه مرا احاطه كرده است ، و اين زمانى است كه دوستانت را وعدهء اجابت داده‌اى ، پس با دست شفادهنده‌ات بيمارىام را بر طرف كن و با چشم رحم كننده‌ات به من نظر كن و مرا در رحمت واسعهء خود داخل نما و به وجه خودت به من روى كن ، اى صاحب جلال و اكرام ! همانا تو اگر به اسيرى عنايت كنى ، او را آزاد كنى ، و اگر به گمراهى عنايت كنى ، به راهش آرى ، و اگر به سرگشته‌اى عنايت كنى ، پناهش دهى ، و اگر به ناتوانى عنايت كنى ، توانمندش سازى ، و اگر به بيمناكى عنايت