الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : منفرد )
105
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى )
خدايا ! من صبح كردم ، در حالىكه مالك ضرر و نفع و مرگ و زندگى خودم نيستم ، وسيلههايم از كار افتاده و خواستهايم از دست رفته و يارىكنندهء من خوار گشته و اهل و فرزندانم رهايم كردهاند . خدايا ! طلب ، مشكل و غيرممكن و چارهجويى سخت شد مگر نزد تو باشد ، و راهها بسته شد و گذرگاهها تنگ گرديد ، جز به سوى تو و آرزوها كهنه گرديد و اميدها قطع شد مگر از تو ، و گمانها بر خلاف واقع بود و وعدهها وفا نشده مگر وعدهء تو ، خدايا ! چشمههاى اميد به فضل تو پر از آب است و درهاى دعا براى كسى كه تو را بخواند ، گشوده باشد ، و درخواست كمك براى كسى كه از تو يارى طلبد ، مجاز ، و براى كسى كه از تو فريادرسى كند ، موجود است ، و تو براى خوانندهات در موضع اجابت هستى و براى فرياد كنندهات ولىّ فريادرسى هستى و براى كسى كه تو را قصد كند ، در مسافتى نزديك هستى و از بندگانت محجوب نيستى ، مگر اينكه اعمال بد آنها حجابشان شود ، و من مىدانم كه بهترين توشهء كسى كه سفر به سوى تو كند ، ارادهء محكم و نيّت خالص است ، و من با ارادهء محكم و اخلاص درونى و نيّت صادق تو را خواندم و من آن مسكين و بيچارهء اسير فقير درخواستكننده از تو هستم كه در آستانت اقامت گزيدهام ، در اميد به تو را مىزنم و تو سزاوارتر به