الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

824

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

2046 - اصالت من لم يكن عنصره طيبا * لم يخرج الطيّب من فيه كل امرىء يشبهه فعله * و ينضح الكوز بما فيه ( از ديوان منسوب به امير المؤمنين عليه السّلام ) * * * هركس كه ذات و اصل وجودش پاك نباشد ، هيچ‌گاه از دهانش پاكيزگى و كلام زيبا و پاك بيرون نمىآيد . هرشخصى به عمل و فعل خود شباهت دارد ؛ زيرا از كوزه همان برون تراود كه در اوست . 2047 - جان به‌در بردن اى عاشق و زاهد از تو در ناله و آه * نزديك تو و دور تو را حال تباه كس نيست كه از تو جان تواند بردن * آن را به تغافل كشى ، اين را به نگاه 2048 - سنخيّت چون تجانس و تشاكل از قواعد اخوّت و اسباب مودّت است ، خردمندى و فضيلت بسيار ناياب‌تر از اضداد خوداند كه ذوى الحمق باشند . قلّت برادران صاحب فضل و كثرت اعوان موصوف به جهل از اين است كه هرجنسى را بد بيش از خوب است . 2049 - شايستهء آموزش نهج البلاغه : خدا بيامرزد مردى را كه حكمى را شنيد و نيك فهم كرد و به رستگارى خوانده شد و بدان رو آورد . و در پى راهنمايى افتاد و رهيد . و خدا را حاضر ديد و از گناه ترسيد . توشه پيش فرستاد و كرده نيك براى ذخيرت ورزيد و از آنچه پرهيز بايد ، دورى گزيد ، در پى حقّ رفت و بدان رسيد ، آرزو را سركوب كرد و با هوس خويش جنگيد ، شكيبايى را مركب نجات ساخت و پرهيزگارى را برگ روز وفات . راه روشن را پيش گرفت و طريق راست را مسير خويش گرفت . فرصت زندگى را غنيمت شمرد و بر اجل پيشى گرفت و كار نيك ذخيرت كرد .