الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
825
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
2050 - غافلى پيشتر از مرتبهء عاقلى * غافلىيى بود ، خوش آن غافلى ! ( ناشناس ) 2051 - دلداده اى برده به چين زلف ، تاب دل من ! * وى كشته به سحرِ غمزه خواب دل من ! در خواب مده وَهم به خاطر ! كه مباد ! * بيدار شوى ز اضطرابِ دلِ من ( شيخ بهايى ) 2052 - در حدّ توان إذا أبصرت في لفظي قصورا * و حفظي و البلاغة و البيان فلا تعجل على لومي فرفضي * على مقادر إيقاع الزمان ( ابو الفتح بستى ) * * * هرگاه در گفتار و كلمات من كم و كاستى ديدى و در دقت كلام و بلاغت ( چيره زبانى و كلام شيوا را گويند ) و بيان ( زبانآورى ) نقص پيدا نمودى ؛ پس براى سرزنش و توبيخ من عجله نكن ! همانا زبان آوريم به مقدار زمان و عمر من است و من همين توانستهام تلاش كنم . 2053 - دائر شب و روز در معرفت دائر از شب و يا روز ، درجهء آفتاب را بر مقنطرهء ارتفاعش گذار و مرى را نشان كن . بعد از آن ، بر افق شرقى گذار و باز مرى را نشان كن . از نشان دوّم تا اوّل به توالى به زوج بشمار ، آن چه باشد ، دائر گذشته است و اگر به جاى افق شرقى بر افق غربى گذراند و مرى را نشان كنند و از نشان اوّل تا نشان اخير به توالى به زوج شمرند ، دائر مانده از روز است و اگر شظيه كوكب را بر مقنطرهء ارتفاعش گذراند و مرى را نشان كنند ، بعد از آن ، جزو آفتاب را بر افق مغرب نهند و مرى را نشان كنند و از نشان بر توالى بشمارند . آنچه باشد ، دائر گذشته است از شب و اگر به جاى افق مغرب بر افق مشرق گذارند ، مرى را نشان كنند و از نشان دوّم به توالى بشمارند ، آنچه باشد دائر مانده است از شب .