الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
801
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
استغنا از يك وتر ، وتر دو جزء مىشود نه قطر و عدم قطريّت خطّ ثالث ، اگرچه به مركز هم گذرد به ثبوت مىرسد . چه مرور قطر به مركز بايد مستقيم باشد و آن به طريقى كه گذرد ، نصفهاش منطبقى به قطر اوّل و نصفهاش منطبق به وتر است . 1968 - ماليخوليا ، سودا و جنون كسى را كه ماليخوليا و سودا و جنون بر مزاج غالب باشد ، در بعضى اوقات از امور غيبى خبر مىدهد . چون سودا بر دماغ استيلا يابد ، تخيّل را وهنى روى داده و از حركت فكرى كه لازمهء گذر سوداست ، روح در وسط دماغ كه آلت تخيّل است به تحليل مىرود و نفس انسانى از عدم تصرّف آن ، فارغ مىشود . چه در صورت صحّت ، تخيّل نفس در تفكّر ما يرد عليه خالى نخواهد شد . لكن در وقوع وهن ، تخيّل نفس را از تعطيل آلت خود كه روح است ، فراغتى از تفكّر ميسّر و متّصل به عوالم عاليهء قدسيه گشته ، سانحهء غيبى بر آن منكشف گردد و آن سوانح ، ازجمله حالات وى است و يا از حالات آنچه به او نزديك است ، از قبيل اهل و عيال و اولاد و بلاد وى را انطباع احوال خود و با نزديكان خود بسان انطباع صورت است ، از آيينه به آيينهء ديگر كه درمقابل آن باشد . 1969 - اختلاف در انطباع و انعكاس آنانكه اختلاف در انطباع و انعكاس مرئى نمودهاند ، دليل بىخدشه ندارند . شيخ بهايى رحمه اللّه گفته : من به تجربه دليل بىخدشه دارم كه رؤيت به انطباع است . مرآت را نگر كه مستوى ، در آن منعكس و منعكس ، مستوى مرئى مىشود ، چون نقش نگين و خطّ ورق مكتوب ، اگر به انعكاس مىبود ، بايست كه نقش و خطّ على ما هو عليه به نظر درآيند ، چه مرئى به انعكاس ، عين شىء بايد بود نه خلاف آن . 1970 - عسى حجّاج در حالت نزع گفته : « اللّهم اغفر لي فانهم يقولون انك لا تغفرلى » « خدايا مرا بيامرز ! كه ديگران گمان مىكنند مرا نخواهى آمرزيد » . « عمر بن عبد العزيز » صدور اين كلمات را از وى تعجّب كرده ، بر وى حسدها برد ، پس آن را از براى شيخ « حسن بصرى » نقل نموده ، شيخ گفت : آيا اين كلمات را گفته است ؟ گفت : آرى . پس شيخ گفت : عسى ؛ يعنى شايد او را ببخشد .