الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

874

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

2187 - شراب دنيا « يحيى بن معاذ » : دنيا ، شراب شياطين است . آن‌كه آن را بياستاند ، سكرى بر او غلبه كند كه به هوش باز نيايد تا به معسكر موتى رسد . 2188 - جانباز و لما أبي الواشون الا فراقنا * و ما لهم عندي و عندك من ثار و شنّوا على أسماعنا كل غارة * و قلّ حماتي عند ذاك و أنصاري غزوتهم من مقلتيك و أدمعي * و من نفسي بالسيف و السيل و النار ( حمده اندلسيه ) * * * پس وقتى سخن‌چينان و نمامان به غير از فراق و جدايى ما راضى نشدند و هيچ كينه و خونخواهى از من و تو نداشتند . و به گوش‌هاى ما هرجنگ و ستيز را كه توانستند به جريان انداختند و يارىدهندگان من كم شدند و همچنين حمايت كننده‌اى نبود . پس با چشمان تو و اشك‌هايم به جنگ آن‌ها رفتم و به جاى شمشير از جان خود و همچنين از آتش ( دل خود ) و سيل ( اشك‌هايم ) كمك گرفتم . 2189 - دوست روىگردان و إذا ما الصّديق عنك تولّى * فتصدق به على إبليس ( ناشناس ) * * * هنگامىكه دوستى از تو روىگردان شد ، از جانب او به‌خاطر شيطان [ نه به خاطر خدا ] صدقه بده . 2190 - زلف مشكين أيها العاذل الغبّي تأمّل * من غدا في صفاته القلب ذائب و تعجب لطرّة و جبين * أنّ في الليل و النهار عجايب ( جمال الدّين نباته ) * * *