الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

81

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

وجه قبيح لامني * في حب وجه حسن ( ناشناس ) * * * سخت‌ترين بلاهاى زمانه بر من اين بود كه زشت‌رويى در عشق زيبارويى ملامتم مىكرد . 129 - در ملامت عاشق غالطني اللاحي على * من همت فيه و عذل و قال يحكي وجهه * بدر الدجى قلت أجل ( نواجى ) * * * ملامت‌گر ، مرا ملامت كرد ، به خاطر عشق معشوقم ، و به من گفت كه روى او ، چون ماه است و گفتم چنين است . 130 - وصف معشوق إن كنت تعجز أن تفوه بموصفه * حسنا و مثلك من يفوق قريضه سل عن سواد الشعر نرجس طرفه * يخبرك بالليل الطويل مريضه ( ناشناس ) * * * اگر زبان تو از وصف او عاجز شود ، با اين‌كه تو از سخنورانى ؛ پس از سياهى گيسوانش وصف نرگس مژگانش را سراغ گير كه به تو خواهد گفت درازى شب بر بيماران عشق چه ميزان است . 131 - در شين شقايق « ابن خرّاط » دربارهء پسرى كه سه خال بر صفحهء روى او مثل سه نقطهء شين افتاده گفته : في خده الروضي لا تحسبوا * ثلاث شامات بدت عن حقيق بل كاتب الحسن على خده * نقط بالعنبر شين الشقيق * * * بر بوستان گونهء او گمان مبر ، سه خال واقعى وجود دارد ، بلكه نگارندهء حسن بر گونهء او ، با عنبر سه نقطه از شين شقايق را نگاشته است .