الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
641
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
آن جايز است به منزل و به منزل اليه كه هردو سبق ذكر يافتهاند ، راجع شود ، پس اگر ضمير به منزل راجع گردد ، كلمهء « من » يا تبيينى يا تبعيضى و معنى آيه نيز چنين مىشود كه « فاتو بالسورة التى هى مثل المنزل او بسورة بعض مثله » و اگر ضمير به منزل اليه كه « عبد » است راجع شود ، « من » از بهر ابتدائيّت است . چه عبد همين مبدأ و منشأ اتيان است و اگر « من مثله » متعلق به « فاتوا » باشد ، ضمير آن بايد به « عبد » راجع و « من » همين ابتدايى شود ، چه بيانيّت « من » مقتضى تقديم مبهمى است كه آن را مبيّن و صفت گردد . پس در اين صورت « من مثله » هم ظرف مستقر و هم ظرف لغو بايد بود و انّه محال و اگر تبعيضى باشد ، بايد « فاتوا » را مفعول و دخول « ما » بر آن لازم آيد ، آن هم جايز نيست . پس معلوم شد كه « من » ابتدائيه و ضميرش هم راجع به « عبد » است ، چه مثل « عبد » مبدأ اتيان بايد بود ، نه مثل قرآن . به اين تحقيق و هم آنان كه در بين « فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ ما نزّلنا » و در بين « فاتوا من مثل ما نزلنا بسورة » فرق نكرده ، باطل گرديد . 1532 - يقين به عفو و نجات وثقت بعفو اللّه أعني في غد * و إن كنت أدري أنني المذنب العاصي و أخلصت حبّى في النبي و إله * كفى في خلاصي يوم حشري اخلاصي ( شيخ بهايى ) * * * به بخشش و عفو پروردگارم يقين دارم ؛ منظور من فرداى قيامت است اگرچه مىدانم كه همانا من گناهكار طغيانگرى هستم . و عشق و محبّت خود را به پيغمبر و خاندانش پاك و بىعشق و خالص گردانيدم و همين براى نجات و سعادت من در روز محشر كفايت مىنمايد . 1533 - منزلگاه دنيا سرور آدميان و شفيع روز رستاخيز كه - درود خداوند بر او و تبارش باد ! - گفته : دنيا ، خانهء بلا و منزلگه رنج و روزى اندك است . ارواح سعادتمندان از آن ، دل آكنده و خود از دست بدبختان ، بى آنكه ايشان خواهند ، كنده شود . خوشبختترين مردم دنيا ، آن كس است كه از آن نفرت كند و آن كس كه به هوسش دچار شد ، هلاك شود . خوشا آن كس كه به دنيا ، پرهيز پيشه كند و توبه پيش آورد و پيش از آنكه دنيايش به آخرت اندازد و در دل تاريك زمين قرار گيرد ، نتواند به حسناتش افزايد و از بدىهايش بكاهد و بر شهوات خويش پيروز شود ، جايى كه از آنجا يا به بهشت رود